گفت‌وگو با «سیروس مقدم» درباره «پایتخت ۵» و حواشی آن

پنجمین فصل از سریال «پایتخت» را می‌توان پُرحاشیه‌ترین فصل این سریال دانست؛ جدل‌های سیاسی، اعتراض‌ برخی از بازیگران به سانسور بخش‌هایی از این سریال، ایفای نقش منشی رییس شبکه تلویزیونی «جم»، طرح مسائل جنگی در یک سریال نوروزی و انتقاد از آسیب‌های احتمالی به کارخانه سیمان شهرری با پیشینه‌ تاریخی ۱۰۰ ساله از جمله مواردی است که این سریال نوروزی را در این مدت به یکی از موضوعات اصلی شبکه‌های اجتماعی و گفتمان مردمی تبدیل کرده بود.

سریال «پایتخت» به کارگردانی سیروس مقدم و تهیه‌کنندگی الهام غفوری که پنجمین فصل آن نوروز ۹۷ از شبکه یک سیما پخش شد، با شخصیت‌های اصلی «نقی»، «ارسطو»، «هما» و «باباپنجعلی» برای بسیاری از ما شناخته شده است. سریالی که توانست با ترویج مضمون اصلی خانواده و اتحاد در شرایط سخت، حس هم‌ذات‌پنداری را در میان مخاطبان برانگیزد.

اما در پنجمین فصل، شرایط سخت خانواده «معمولی»، با «داعش» و مسائل جنگ منطقه‌ای آمیخته شد؛ موضوعی که با توجه به همکاری این سریال با موسسه رسانه‌ای «اوج» باعث ایجاد حاشیه‌های زیادی شد. تا جایی که قصه‌های شبانه «پایتخت ۵» بویژه در قسمت‌های آخر، بهانه خوبی برای جدل‌های سیاسی و جناحی در شبکه‌های اجتماعی بود.

به همین منظور سیروس مقدم، کارگردان سریال پنجگانه «پایتخت» که در کارنامه حرفه‌ای خود کارگردانی مجموعه‌های دیگری چون «روزهای زندگی»، «نرگس»، «تا ثریا»، «چک برگشتی»، «بچه‌های نسبتا بد»، «مدینه»، «میکائیل» و «علی‌البدل» را دارد، در گفت‌وگویی با ایسنا از حواشی سریال «پایتخت ۵» و شروط ساخت فصل بعدی این سریال سخن گفت.

پایتخت سیاست‌زده شده است؟

مقدم با اشاره به حواشی و انتقادهای مطرح‌شده درباره سریال «پایتخت ۵»، گفت: قطعا اگر نقد از موضع دلسوزانه و نقد رفیقانه باشد، هیچ‌وقت ما را ناراحت نمی‌کند؛ چراکه اساسا معنی نقد این است که اثری را از ابتدا تا انتها ببینی، بشنوی و بخوانی و بعد کل اثر را نقد کنی و به چالش بکشی. این در حالی است که متاسفانه برخی از حواشی ایجاد شده درباره «پایتخت ۵» خیلی عجولانه و شتاب‌زده مطرح شدند و نگذاشتند که سریال به پایان برسد و بعد بررسی کنند که آیا این اثر توانست حرف‌هایش را بزند یا خیر.

او با بیان اینکه سریال «پایتخت ۵» خیلی زود قضاوت و برای آن حکم صادر شد، ادامه داد: در طول سریال مشخص شد که اصلا برخی از انتقادها زودهنگام بودند و با گذشت قسمت‌ها خودشان متوجه شدند که اصلا هدف از طرح برخی از موضوعات در سریال در واقع نقد و به چالش کشیدن آنها بوده است. نقدهایی که با اغراض سیاسی، دعواهای جناحی، حسادت و به بهانه حضور یک موسسه فرهنگی همانند «اوج» برای زیر سوال بردن کلیت سریال مطرح می‌شود طبیعتا آدم را اذیت می‌کند. به هر حال فکر می‌کنم باید هر اثری را منصفانه نقد کرد.

چرا «پایتخت ۵» درگیر حاشیه شد؟

این کاگردان در پاسخ به این پرسش که چرا فصل پنجم «پایتخت» تا این اندازه درگیر حاشیه شد؟، مجموعه‌ای از عوامل را در این موضوع سهیم دانست و توضیح داد: یکی از دلایل مهم را می‌توان ماهیت سریال «پایتخت» دانست که سریالی پُربیننده است؛ سریالی که در جذب مخاطب موفق بوده و توانسته در جامعه ایجاد جریان کند. به هر حال همین که جامعه درباره‌ی این سریال صحبت می‌کند و آن را به نقد می‌کشد، نشان‌دهنده این است که این سریال دیده شده است.

او فضای مجازی را از دیگر دلایل زیاد بودن حواشی سریال «پایتخت ۵» برشمرد و یادآور شد: در سال‌های اخیر فضای مجازی بسیار رونق گرفته است. پیشتر وقتی سریالی ساخته می‌شد، رسانه‌های رسمی درباره آن نظر می‌دادند و ما هم می‌خواندیم و مورد بررسی قرار می‌دادیم. اما در چند سال اخیر فضای مجازی به عنوان عامل سوم به حلقه ارتباط ما با مخاطب اضافه شده است که به حق و ناحق باعث ایجاد حاشیه‌ و ضررهایی می‌شود که به نفع هیچکس نیست.

مقدم با تاکید بر اینکه صحت اطلاعات منتشر شده در فضای مجازی مشخص نیست، گفت: ممکن است فردی مطلبی را بر اساس حدسیات خود در فضای مجازی منتشر کند و همان مطلب در رسانه‌های اجتماعی تبدیل به یک جریان می‌شود و عده‌ای هم آن مطلب را تفسیر و نقد کنند. در حالی که اصل مطلب از پایه اشتباه است. به هر حال وقتی منبع موثقی برای گرفتن اخبار موثق وجود نداشته باشد، خود به خود در این شرایط به حاشیه‌ها دامن زده می‌شود.

او خاطرنشان کرد: از طرفی به جای آنکه ما در جامعه اختلاف‌ها و مشکلاتمان با یکدیگر را کنار بگذاریم و به حل بحران‌ها بپردازیم، یک سریال را بهانه می‌کنیم تا جناح دیگر را بکوبیم. «پایتخت ۵» هم بهانه‌ای برای حساب‌کشی‌های جناحی شد؛ به عنوان مثال فلان گروه، حزب یا جناح با سازمان «اوج» مشکل دارد و حالا «پایتخت ۵» بهانه‌ خوبی است که این موسسه را زیر سوال ببرد؛ یا به عنوان مثال جناحی با تلویزیون مشکل دارد و اساسا دوست ندارد که تلویزیون ارتباط خوبی با مخاطب داشته باشد و چون «پایتخت» توانسته این ارتباط را برقرار کند، مجبورند که سریال را بزنند. چون عذاب می‌کشند از اینکه تلویزیون باعث شده که مردم سرگرم بشوند. در کل دلایل مختلفی دارد، ولی واقعا هیچ‌کدام از آنها به خود «پایتخت» مربوط نمی‌شود.

جای داعش در سریال «پایتخت» بود؟

مقدم همچنین با اشاره به انتقادهایی که درباره طرح مسائل جنگی در سریال نوروزی «پایتخت ۵» عنوان شد، توضیح داد: در همه قسمت‌ها و فصل‌های «پایتخت»، داستان به گونه‌ای طراحی شده که این خانواده را در شرایط بحرانی خاصی قرار می‌دهد و آنها را محک می‌زدند تا به توانایی‌ها و نقطه‌ضعف‌هایشان پی ببرد؛ به عنوان مثال در «پایتخت ۳» وقتی بحث کشتی و بحران «نقی» پیش می‌آید، خانواده نیز دچار چالش می‌شود، اما در کنار هم اختلاف‌ها را کنار می‌گذارند و به این نتیجه می‌رسند که تا وقتی «نقی» خودخواهی را کنار نگذارد و خودش را قوی نکند، نمی‌تواند برنده کشتی باشد. در سایر فصل‌ها نیز این شرایط بحرانی به گونه‌های مختلفی وجود داشت.

او یادآور شد: در «پایتخت ۵» نیز خانواده در شرایط سخت‌تری مثل داعش و جنگ سوریه قرار گرفته است. اتفاقا روابط خانوادگی و دوستی این خانواده در مواجهه با این بحران بهتر و بیشتر بیان می‌شود. خانواده در خطر است و ما می‌بینیم اعضای خانواده که پیش از آن مدام با هم کل‌کل داشتند، چطور در این شرایط بحرانی و برای حفظ کیان خانواده با هم همدرد می‌شوند و جانشان را برای هم می‌دهند. بهتر از این چطور می‌توان یک خانواده را در شرایط سخت ارزیابی کرد و به تصویر کشید؟

ارتباط حضور داعش در سریال با «اوج»؟

مقدم در پاسخ به پرسشی درباره‌ی تاثیرات همکاری با سازمان «اوج» در متن و ساختار سریال، گفت: آقای تنابنده یک طرح سینمایی «پایتخت» را داشت. قصه نسخه سینمایی که قرار بود حدود یک سال و نیم پیش آن را بسازیم و آن زمان اوج و تلویزیونی در کار نبود، به این صورت بود که خانواده «پایتخت» به دلایلی از کشوری هم‌مرز سوریه سر در می‌آورند و از آنجا با داعش مواجه می‌شوند. از همان ابتدا خط اصلی قصه همین بود.

او با اشاره به اینکه به تصویر کشیدن این قصه پروژه‌ای پرهزینه بود، افزود: طبیعتا تولید این قصه کار سخت و پرهزینه‌ای بود و نیاز به تجهیزات و ادوات جنگی و مشاوره‌های نظامی و سیاسی داشت. بر همین اساس ما با موسسه «اوج» ارتباط گرفتیم و از آنها کمک خواستیم. موسسه «اوج» سوژه را پسندید و اعلام آمادگی کرد. وقتی هم که سوژه را به تلویزیون دادیم، تصمیم گرفته شد که این نسخه تبدیل به سریال شود. در نهایت «پایتخت» در تعامل سه‌گانه‌ای میان ما، تلویزیون و موسسه «اوج» ساخته شد؛ بنابراین نه کسی سفارشی داد و نه موضوعی به ما اعمال شد. درست است که همکاری وجود داشت، ولی هیچ اجحاف و اجباری در کار نبود.

از ساخت «پایتخت ۵» پشیمانید؟

کارگردان سریال‌های «علی‌البدل» و ««مدینه» در پاسخ به این پرسش که آیا با وجود این حجم از حواشی، از ساخت سریال «پایتخت ۵» پشیمان هستید؟، بیان کرد: نه تنها پشیمان نیستم، بلکه به آن افتخار هم می‌کنم و با گردن افراشته می‌گویم که «پایتخت ۵» قوی‌ترین فصل این سریال است و از چهار فصل قبلی به مراتب خوش‌قصه‌تر و خوش‌ساخت‌تر است.

مقدم یادآور شد: استقبال گسترده مردم از جناح‌های مختلف داخلی و خارجی بیانگر موفق بودن سریال «پایتخت ۵» است. برخی از هموطنان ما در خارج از کشور فارغ از اختلاف‌های سیاسی و اعتقادی که ممکن است با ما یا جمهوری اسلامی داشته باشند و از آن سو کسانی که جانشان را در این مسیر گذاشتند و شهید مدافع حرم شدند و طیف مذهبی کشور، با این سریال ارتباط برقرار کردند و این نشان می‌دهد که فصل پنجم قوی‌ترین فصل از مجموعه «پایتخت» است.

از حذفیات احتمالی بگویید

مقدم درباره اعتراض برخی از بازیگران سریال مبنی بر حذف بخش‌هایی از سریال «پایتخت ۵»، گفت: امکان ندارد قسمتی از سریال بدون هماهنگی روی آنتن برود یا از پخش حذف شود؛ یعنی امکان ندارد سانسور و ممیزی اتفاق افتاده باشد که من در جریان آن نباشم؛ البته به جز یک مورد که آن حذف رقص «ارسطو» در مراسم ختنه‌سورون «بهروز» بود که در بازپخش حذف شد و من نیز به این موضوع اعتراض کردم و دیگر تکرار نشد.

او گفت: مطمئن باشید که در سایر موارد عنوان شده که تصمیم نهایی را بنده گرفتم. در «پایتخت»‌های دیگر نیز این حرف‌ها مطرح شد، ولی به جرأت می‌گویم که «پایتخت ۵» کمترین سانسورها و ممیزی‌ها را داشته است. به این علت که تلویزیون، دوستان پخش و موسسه «اوج» این سریال را دوست داشتند و پای کار ایستادند تا سریال با کمترین آسیب روی آنتن برود.

کارگردان مجموعه‌های «پایتخت» تاکید کرد: اگر بخش‌هایی از سریال حذف شده بنا به مصالحی بوده که بنده به تشخیص خودم اجازه حذف دادم؛ البته این بخش‌ها و موارد بسیار جزئی بودند.

فصل ششم «پایتخت» ساخته می‌شود؟

اما سیروس مقدم در پایان این گفت‌وگو در پاسخ به پرسشی درباره احتمال ساخت فصل ششم سریال پایتخت گفت: اگر سه شرط برآورده شود؛ حتما. شرط اول اینکه آیا مردم تمایلی به دیدن ادامه «پایتخت» دارند؟ و آیا مردم دوست دارند باز هم از خانواده «پایتخت» حرف‌های جدید را بشنوند؟. شرط دوم اینکه آیا مدیران فرهنگی، مدیران سازمان و مدیران تربیتی و آموزشی ما اعتقادی به برآورده کردن این نیاز مردم دارند که بخواهند روی آن سرمایه‌گذاری کنند؟؛ و شرط سوم که مهمترین است، آیا نویسندگان «پایتخت» حرف جدیدی برای گفتن دارند؟ چراکه به هر حال توقعات مردم از «پایتخت» به مراتب بالاتر رفته است و اگر قرار است به ورطه تکرار بیفتیم، ترجیح می‌دهیم که ادامه ندهیم و مردم خاطرات خوشی از همین پنجگانه «پایتخت» داشته باشند.

نوشته گفت‌وگو با «سیروس مقدم» درباره «پایتخت ۵» و حواشی آن اولین بار در نقد فارسی. پدیدار شد.

Powered by WPeMatico

آخرین رمان «جی. آر. آر. تالکین» منتشر خواهد شد

آخرین رمان «جی آر.آر تالکین» نویسنده مطرح انگلیسی خالق «ارباب حلقه‌ها» و «هابیت» سال آینده میلادی روانه بازار کتاب خواهد شد.

به گزارش گاردین، این رمان با عنوان «سقوط گوندولین» در حالی نوشته شده است که «تالکین» در زمان جنگ جهانی اول در بیماستان بستری بود و حالا توسط پسرش «کریستوفر» ویرایش شده است. داستان کتاب درباره شهری زیبا و پررمز و راز است که توسط نیروهای سیاهی نابود می‌شود و «تالکین» آن را اولین داستان واقعی در سرزمین میانی توصیف کرده است.

«سقوط گوندولدین »که قرار است در ماه اوت ۲۰۱۸ منتشر شود، دومین اثر «تالکین» پس از «داستان برن و لوثین» (۲۰۱۷) است که در دو سال اخیر منتشر می‌شود. این رمان توسط «آلن لی» تصویرگری شده که پیش‌تر در داستان‌های «ارباب حلقه‌ها» و «هابیت» نیز با «تالکین» همکاری داشته است.

«جان رونالد روئل تالکین» معروف به «جی آر.آر تالکین» سوم ژانویه ۱۸۹۲ به دنیا آمد. این نویسنده و زبان‌شناس انگلیسی از سال ۱۹۲۵ تا ۱۹۵۹ استاد زبان‌شناسی تاریخی در دانشگاه آکسفورد بود. او علاوه‌ بر کتاب‌های «ارباب حلقه‌ها» و «هابیت» که معروف‌تر و شناخته‌شده‌تر هستند، آثار داستانی دیگری به نام‌های «سیلماریلیون»، «ماجراهای تام بامبادیل» و «می‌رود راه پیوسته تا آن سو» را نوشته ‌است. «تالکین» علاقه‌ وافری به ساختن زبان‌های علمی یا فراساخته داشت و شاید تنها کسی باشد که ۱۵ زبان ساخته ‌است.

«تالکین» پس از درگرفتن جنگ جهانی اول، از سال ۱۹۱۶ تا ۱۹۲۰ در ارتش انگلیس خدمت می‌کرد. او طی دوران فعالیت در کالج «پمبروک» دو رمان نوشت. اولین قسمت رمان‌های «هابیت» سال ۱۹۳۷ منتشر شد.

او بعد از آن تا سال ۱۹۴۹ مجموعه رمان «ارباب حلقه‌ها» را به نگارش درآورد. این رمان‌ها که قرار بود تنها دو جلد باشد به یکی از پرفروش‌ترین مجموعه‌ رمان‌های تاریخ ادبیات انگلیسی تبدیل شد که تاکنون بیش از ۱۵۰ میلیون نسخه از آن به فروش رفته است. این نویسنده‌ مطرح در دوم سپتامبر سال ۱۹۷۳ در سن ۸۱ سالگی بدرود حیات گفت.

نوشته آخرین رمان «جی. آر. آر. تالکین» منتشر خواهد شد اولین بار در نقد فارسی. پدیدار شد.

Powered by WPeMatico

نقد و بررسی فیلم «صادق کرده»

۱۳۵۱ | جنایی، درام، معمایی | ۱۱۰ دقیقه

کارگردان : ناصر تقوایی

نویسنده : ناصر تقوایی

بازیگران : سعید راد، محمدعلی کشاورز، عزت الله انتظامی، آتش خیر، گیتی فروهر، حمیدرضا خسروی، جلال پیشواییان، عزت اله رمضانی فر، کاظم روشن ضمیر، فرامرز محمودی، منوچهر احمدی، میرمحمد تجدد، اسماعیل داورفر، دلیله نمازی، باقر صحرارودی، نصراله حاج طاهری، نوروزی، فریدون نریمان، علی دل گرام

خلاصه داستان : صادق (سعید راد)، مشهور به صادق کُرده، در مسیر جادهٔ اندیمشک به اهواز با همسرش (آتش خیر) قهوه‌خانه‌ای را اداره می‌کند. شبی در غیاب صادق یکی از دوستان او که رانندهٔ کامیون است به قهوه‌خانه می‌آید و پس از هتک حرمت از همسر صادق ناخواسته او را به قتل می‌رساند. رئیس پاسگاه (محمدعلی کشاورز) و سرگروهبان ولی‌خان (عزت‌الله انتظامی)، پدر زن صادق، درصدد دستگیری قاتل برمی‌آیند؛ اما صادق برای گرفتن انتقام از قاتل همسرش کشتار رانندگان کامیون را آغاز می‌کند.

منتقد: علیرضا حسن‌خانی

بهتر است صحبت درباره «صادق کرده» را از کمی جلوتر از سکانس‌های ابتدایی فیلم و با یک پرسش آغاز کنیم. پرسشی که پاسخ به آن نه تنها میتواند در درک بهتر فیلم به کمکمان بیاید، چه بسا در شناخت رویکرد و روحیه‌ی ناصر تقوایی در تقابل با دیگر فیلمسازان هم عصرش هم مدد حالمان شود. کمی بعد از قتل دوم به دست صادق یعنی قتل راننده‌ای که میخواهد به دختر چوپان تعرض کند و صادق مانعش میشود و به ضرب اولین گلوله‌ای که برای قتل شلیک میکند او را از پا در می‌آورد این سؤال به ذهنمان هجوم می‌آورد که چرا تقوایی این قتل را برای دومین قتل انتخاب کرده؟ در حقیقت سؤال اصلی این است: چرا تقوایی این قتل را که همسو با انگیزه‌های صادق، روحیه‌ی جوانمردی، غیرت، دفاع از مظلوم و تاحدی هم میتوان گفت مشروع است را به عنوان دومین قتل برنامه ریزی کرده و در عوض قتل اول که بعد از خروج از امامزاده و اندکی بعد از تطهیر روحی و آرامش عاطفی است، آن‌هم با مقتولی که به نماز ایستاده و کمترین نسبت را با اتفاقی که برای همسر صادق افتاده میتواند داشته باشد، برای شروع قتل‌ها و پروژه انتقام گیری صادق انتخاب کرده؟ ساده لوحانه است اگر تصور کنیم تقوایی در این چینش و نحوه‌ی ترتیب بندی تفکر و نقشه خاصی نداشته و این روند تصادفی پیش آمده. چه اگر این طور بود این ترتیب را به راحتی م‌یشد در تدوین عوض کرد. به فرض محال که این روند تصادفی پیش آمده و به همین شکل فیلمبرداری شده باشد آیا م‌یتوان عباس گنجوی و آن حضور ذهن مثال زدنی و دقتش در تدوین را هم نادیده گرفت؟ برای توضیح بهتر م‌یتوان گفت کارگردان و تدوینگر فیلم با جابه‌جا کردن یک سکانس یا بهتر است بگوییم تعویض تقدم و تأخر یک قتل م‌یتوانستند ضد قهرمانی که آفریده‌اند را جان و محبوبیت بیشتری ببخشند و به عمل انتقام گیرانه‌اش وجه‌های سمپاتیک و قابل دفاع بدهند. پس چرا این کار را انجام نداده‌اند؟

بیایید فیلم را دوباره در ذهنمان تدوین کنیم: فرض کنیم صادق برای رفتن به آبادان و کار یا به قصد انتقام و یا به هر دلیل دیگری با رانند هی متعرض به دختر چوپان هم مسیر شده، حرکت شنیع راننده او را به یاد همسرش می‌اندازد و خونش را به جوش می‌آورد و او را میکشد. بعد این لاابالیگری و ولنگاری و دنائت را به تمام راننده‌های کامیون تعمیم می‌دهد و تبدیل به قاتل سریالی راننده کامیون‌ها م‌یشود. در این صورت ما هم به عنوان بیننده حق را به صادق می‌دادیم و در خشمی انتقا مجو در تمام این مسیر قتل‌ها همراهش می‌شدیم و راننده‌ی مؤمن نمازگزار را هم به تبع هم صنفانش مستحق آن مرگ می‌یافتیم. چه طور ممکن است کارگردانی به زیرکی و تسلط ناصر تقوایی و با آن میل اثبات شد هاش در قهرمان پروری و شخصیت پردازی که خود در این عصر بی‌قهرمانی فیلم‌های ایرانی الگو و کیمیایی گرانبهاست و تدوینگری مثل عباس گنجوی از کنار یک تمهید ساده که می‌توانست کمک شایانی به سمپات‌تر شدن قهرمانشان بکند، نه تنها به سادگی می‌گذرند بلکه در اقدامی خلاف عادت مرسوم و نامتعارف قتل مظلومی بر نماز را به عنوان آغاز مسیر قهرمانشان انتخاب می‌کنند؟ از کنار هم چیدن تمام آنچه تا اینجا ذکرش رفت هیچ نتیجه‌ا‌ی نمی‌شود گرفت جز اینکه تقوایی اتفاقاً نه تنها نمی‌خواسته مشروعیتی به حرکت صادق ببخشد بلکه قصد داشته تمام مؤلفه‌های همدلی برانگیز و قهرمان ساز را از او سلب کند. اگر بخواهیم درست‌تر و دقیق‌تر شرح دهیم شاید بی راه نباشد که بگوییم از این زاویه و با توجه به نوع برخورد تقوایی با صادق، «صادق کرده» نه فیلمی درباره انتقام که در نقد و نکوهش آن است. برای اینکه بدانیم فیلمسازان تا چه اندازه دلبسته‌ی انتقام‌های شخصی قهرمان یا ضد قهرمان‌هایشان هستند و چه اندازه به آن تقدس می‌بخشند یا حداقل سعی میکنند وجهه‌ای سمپاتیک به آن ببخشند، مرور نام‌هایی مثل «بیل را بکش» (کوئینتین تارانتینو ۲۰۰۳)، «سگهای پوشالی» (سم پکین پا ۱۹۷۱)، «مردی در آتش» (تونی اسکات ۲۰۰۴) «کری» (برایان دی پالما۱۹۷۶)، «تنگه‌ی وحشت» (مارتین اسکورسیزی ۱۹۹۱)، «نابخشوده« (کلینت ایستوود ۱۹۹۲) و سه گانه‌ی معروف و دیدنی ِانتقام پارک چان ووک: «همدلی با آقای انتقام (۲۰۰۲)، «همکالسی قدیمی» (۲۰۰۳ )و «بانوی انتقام» (۲۰۰۵) خالی از لطف نیست. مرور این نام‌ها یادمان می‌آورد در تمام این فیلم‌ها قاتل‌های انتقامگیر توجه تام و تمام فیلمساز و بیننده را با خودشان داشته‌اند و همواره نگاهی سمپات و از سر دلسوزی به ایشان شده. حتی در اثری مثل، «تنگه‌ی وحشت» مارتین اسکورسیزی جانب متجاوز منحرفی مثل مکس کدی (با بازی خیره کننده‌ی رابرت دنیرو) را رها نمیکند و با این استدلال که سم باودن (با بازی نیک نولتی) وکیل مکس بوده و حتی در صورت انجام عملی اخلاقی نباید پشت موکلش را خالی می‌کرده حق را صد در صد از مکس نمی‌گیرد. حال آنکه تقوایی در همین قدم اول قهرمانش، با کشتن بی گناهی که مشغول راز و نیاز با پروردگارش است او را مردی فاقد منطق، عقلانیت و حتی شرافت معرفی می‌کند. فیلم دیگری که با همین مضمون در سینمای خودمان داریم و مثال‌زدنی و قابل بررسی است و در پای معروفیت و محبوبیت و جایگاه در تاریخ سینما، «صادق کرده» به گرد پای آن هم نمیرسد، «قیصر» (مسعود کیمیایی۱۳۴۸) است. هر اندازه که مسعود کیمیایی در «قیصر» با قهرمانش همراه است و انتقام را نه تنها حقی مسلم برای او که به عنوان جلوه‌ای از حرکتی کن‌شمندانه در مبارزه با نیروی مسلط به تصویر میکشد، تقوایی با پرهیز از نمایش‌های اسطوره پردازانه‌ای مثل پاشنه ور کشیدن قیصر از این دست جلوه‌گری‌های موجه کننده میگریزد. کیمیایی دیالوگ نویسی و ابزارهای شخصیت پردازانه‌ی فیلمنامه را تا آنجا به خدمت تصویر در می‌آورد که میتواند شمایلی معترض و ساختار شکن را از قیصر به نمایش بگذارد و شخصیت قیصر به عنوان یک کالت تا مدتها نه تنها در سطح جامعه که در فیلم‌های بعد از خود الگو و تکرار میشود. در سوی دیگر تقوایی به هیچ وجه نه خودش چنین دلبستگی‌ای به صادق دارد و نه می‌خواهد بیننده شمایلی آنچنانی از این شخصیت به خاطر بسپرد. صادق از ابتدا هم شکست خورده و خاک بر سر است. چه در ابتدا و نخستین نماهایی که کنایه‌وار پیرزن‌ها برای کم کردن غمش خاک بر سرش میریزند و چه وقتی که شبها را آواره و بی‌سرپناه در بیابان‌ها سر میکند. هر اندازه قیصر جسور و غیور و یاغی است و حق انتقام و میلش به خون را عربده میکشد و به دل آب منگل‌ها میزند و رعشه به اندامشان می‌اندازد و آن دیالوگ‌های آتشین را رو به خان دایی فریاد میزند، صادق تو دار و خاموش و دروغگو و پنهان کار و ترسو است. رو در رویی با دشمن و ضربه‌ی چاقو کجا و شلیک از پشت سر با هفت تیری دزدی کجا؟ صادق شاید تو روی ولی خان بایستد و بگوید: «من کردم» و ولی خان پاسخ بدهد: «منم کردم» و صادق بگوید که «تو پیری» و کسی پیدا شود و بخواهد این دیالوگ‌ها را با گفت‌وگوی خاطره‌انگیز قیصر و خان دایی مقابله دهد و نسخه تقوایی را کپی «قیصر» قلمداد کند و سعی کند خوانشی مطابق الگوی «قیصر» از «صادق کرده» به دست بدهد اما باید آن چه تا اینجا گفتیم را خاطرنشان کنیم و بگوییم اتفاقا این فصل گفت‌وگوی صادق و گروهبان ولی خان آنتی تز فصل مجادله‌ی کلامی قیصر و خان دایی است.

با تمام این تفاصیل شاید این پرسش پیش بیاید که «صادق کرده» با این همه پرهیز از قهرمان سازی و با این میل انکارناپذیر به از چشم انداختن خونخواهی قهرمانش اصلا چرا ساخته شده و مضمون انتقام را دست مایه قرار داده؟ اگر بگوییم «صادق کرده» فیلمی در محکومیت خون‌خواهی شخصی و در مذمت خودسری و قانون گریزی است حتما سخنی به گزاف نخواهد بود. برای توضیح بهتر میتوانیم به الگوی وسترن فیلم رجوع کنیم. «صادق کرده» فقط در استفاده از فضایی اگزوتیک و لوکیشن‌های بدوی و برون شهری و شباهت قهرمانش به وسترنرها، مدیون سینمای وسترن و ملهم از آن نیست. اگر تم عدالت محوری و حاکمیت قانون در سینمای وسترن را به عنوان تمی شاخص و بنیادین بپذیریم، «صادق کرده» با کمترین فاصله و انحراف از مرجع، متعلق به این تم از ژانر وسترن است. تمام وسترن‌های محبوبمان آنهایی که قانونگریزی و کشت و کشتار و انتقام و نزاع بر سر زمین و آب و… دارند نیستند، بخش مهمی از وسترنهای مورد عالقهی همه ما آن‌هایی است که انسان‌هایی شریف در مقام کلانتر و مرد قانون می‌ایستند و مبارزه میکنند و چه بسا جانشان را فدا میکند تا غرب وحشی را از هرج و مرج برهانند و قانون را حاکم کنند. و صد البته پیشرفت را از دل حاکمیت قانون به دست بیاورند. از کلانتر ویل کین با بازی گری کوپر در شاهکار ابدی فرد زینه مان «نیمروز» (۱۹۵۲) بیل دجت کوچیکه با بازی جن هاکمن در «نابخشوده»ی کلینت ایستوود و «شین» (جورج استیونس ۱۹۵۳) به عنوان نمونه‌هایی بارز تا تام بروستر با بازی ویل راجرز جونیور در «پسری از اوکلاهوما» (۱۹۵۴) وسترن مهجور مایکل کورتیز تا نمونه‌های غریبی مثل وودی انیمیشن «داستان اسباب بازی» و «رنگو» (گور وربینسکی ۲۰۱۱) همه و همه نمونه‌هایی هستند از مردانی که به دنبال حاکمیت قانون بوده‌اند و در داستان‌هایشان به جنگ قانون شکنان ‌رفته‌اند یا از استقرار قانون حمایت کرده‌اند. از این منظر شاید پر بیراه نباشد که در «صادق کرده» بیش از آن که صادق قهرمان باشد گروهبان ولی خان در درجه اول و رییس پاسگاه به عنوان مردان قانون، شمایلی قهرمان گون دارند. اصلا اگر هم کشمکشی هست این درگیری درونی گروهبان ولی خان برای سکوت در برابر انتقام خون دخترش یا ندای وظیفه‌اش است که جذابیت دارد و مخاطب را درگیر خودش میکند. پاسخی که ولی خان به وجدان کاری‌اش می‌دهد، نبرد درونی به مراتب جذابتری است از انتقام‌های کور و ابلهانه‌ی صادق. انتقامی که دست آخر کوری و بلاهت بار بودنش با این ضربه که قاتل همسر صادق در تمام این مدت در زندان بوده و او انسان‌های بی گناه را به قتل میرسانده بیش از پیش به صورت صادق و تماشاگر طرفدار انتقام ضربه میزند. این نگاه وسترنی و الگوبرداری دلپذیر تقوایی از سینمای وسترن را در جای جای «صادق کرده» میتوان بازیابی کرد. صادق هم مثل قریب به اتفاق شخصیت‌های وسترن کاراکتری بی جا و مکان و سرگشته است. این بی‌خانمانی به نوعی از بی‌هویتی هم پهلو میزند. در همان ابتدای فیلم که صادق به مراسم خاکسپاری زنش وارد میشود، چفیه که میتواند تمثیلی از هویت خوزستانی صادق باشد ــ همان هویتی که به لطف ولی خان و دخترش و قهوه‌خانه به او اعطا شده ــ از سر صادق برداشته میشود و خاک بر سرش ریخته میشود. جایی دیگر هم میبینیم که این چفیه جایش را به دستار (سربند، دشلمه) کردی داده است. به عبارت بهتر با کشته شدن همسر صادق تنها بند ارتباط صادق از آن محیط و فضا هم گسسته می‌شود. شاید خود همین کرد بودن صادق هم چندان بی ارتباط با قومی نباشد که در طول تاریخ معاصر خاورمیانه همواره به دنبال داشتن سرزمینی برای خودش بوده. آن قهوه‌خانه و ناکجا آباد در میانه‌ی راه اندیمشک به اهواز هم چندان متفاوت و دور از کافه‌ها و شهرک‌های خاک گرفته و محنت‌زده‌ی فیلمهای وسترن نیست. جالب اینجاست که تقوایی به کمک نماهای باز از محیط و لوکیشن سعی میکند همان حس فیلمهای وسترن را برای بیننده تداعی کند. در عین حال تقوایی به کمک شناختش از محیط در عین تالش برای بومی سازی و ایرانیزه کردن فضای فیلم، تمهیدات بصری شخصیت‌پردازانه‌اش را هم به زیبایی و ظرافت هرچه تمامتر به اثرش وارد میکند. سکانس قتل راننده‌ی عیاشی که در پیش زمینه‌ی آتش مشعلهای گازی که مانندشان در مناطق نفت‌خیز جنوب بسیار دیده میشود، سرآمد همین بومی سازی است. تقوایی با استفاده از زیبایی‌های این لوکیشن در شب علاوه بر استفاده‌ای زیبایی‌شناسانه از مشعل‌های روشن و آتشی که به آسمان میرود، آدرس دقیقی هم از جغرافیای محل رویداد قتلها به بیننده میدهد. همزمان با شنیده شدن صدای گلوله و هرج و مرج، سایه‌هایی که در نمایی ضد نور به این سو و آن سو میدوند را میبینیم که صادق هم در میان آنهاست. فیلمساز به این وسیله علاوه بر نمایش پر مفهوم شومی و سیاهی سایه‌ی قتلهای صادق بر آن محیط، هم عاقبت دوزخی قتل را به تصویر میکشد و هم با نمایش ضد نور و سیاه کاراکتر از او سلب هویت و تشخص میکند. این تالش برای بومی سازی را همچنین در نماهای متعدد از نخلستان‌ها و سکانس‌های تعقیب و گریز در آنها و یا سکانس‌های مربوط به بندر و حضور صادق در میان لنج‌ها برای فرار از کشور میتوان سراغ گرفت.

جالب این جاست که سرگشتگی و بی‌سامانی صادق در این مکان‌ها و در جغرافیای وسیع و در عین حال متنوع خوزستان به مدد بازی درخشان سعید راد عجیب در خاطر آدم میماند. پرسه‌زنی‌های بی‌هدف و باری به هر جهت او که بیشتر یادآور پوچی و نهیلیسمی درونی برای این کاراکتر است در چشم‌های بی برق و نگاه یخ و مات سعید راد ابعاد شخصیت صادق را کامل میکند. مقایسه‌ی این نگاه با نگاه پر احساس، براق و وحشی بهروز وثوقی در «قیصر» و سبک بازی پر نمود و بیرونی او شرح کاملی از ظرافت‌های دو سبک بازی برای دو شخصیت متفاوت است که به عملی واحد دست میزنند. جالب این جاست که این سبک درخشان بازی سعید راد سال بعد به شاهکار امیر نادری «تنگنا» پا میگذارد و آنجا شمایل دقیقتری از کاراکتری بی‌خانمان، بی هدف، مستأصل و شکست خورده را میبینیم. در این بین نباید از حضور تأثیرگذار عزت الله انتظامی در نقش گروهبان ولی خان به سادگی گذشت. او هم در نقش مجری قانونی که به قول رئیس پاسگاه اگر یونیفرمش را از تنش درآورد خودش را در آینه نمیشناسد اِشلی پایینتر از پوچی و بهت سعید راد را به تناسب نقشش دارد. حیرانی او میان انتقام از خون دختر جوانش و عمل به وظیفه‌اش جزو اولین و بهترین نمونه‌های تم عشق و احساس در مقابل قانون و وظیفه مداری سینمای ایران است.

«صادق کرده» شاید جزو آثار شاخص کارنامه کم تعداد اما به شدت باکیفیت ناصر تقوایی نباشد اما یقیناً یکی از قدر نادیده‌ترین آثار سینمای ایران است. شرایط زمانی و مکانیای که فیلم در آن واقع و اکران میشود آنقدر شرایط ملتهب و در عناد با نیروی حاکم است که فیلمی این اندازه خشونت گریز، قانون مدار و محکوم کننده‌ی خودسری را بر نمیتابد. تا آنجا که «صادق کرده» در کارنامهی خود تقوایی غریب میافتد و گم میشود، چه رسد به تاریخ سینمای ایران؟ با این حال بازبینی و بازخوانی آن کمک میکند تا نه فقط جهان بینی و تفکر بی نظیر تقوایی که تسلط مثال زدنیاش بر تکنیک و اصول کارگردانی را هم مروری دوباره کنیم. دقت او در دکوپاژ و اجزای تصویر را همان اندازه که در آن قاب‌های بی نظیر با عمیق میدان وسیع و پر جزئیات اپیزود «کشتی یونانی» از «قصه‌های کیش» میتوان سراغ گرفت، در نمای قهوه‌خانهای که فردی مشغول خواندن روزنامه و باقی در حال گوش دادن به او هستند هم مشهود است. جایی که صادق در پس زمینه پشت به دوربین دراز کشیده و چون هیکلی هراسانگیز بیننده‌ی شنونده‌ی هولناک جنایت‌هایش را از حضور عنصری ناشناخته و خوفناک نگران میکند. تا اینکه ناگهان چون هیولایی از خواب برمیخیزد و ملحفه را از رویش کنار میزند و دوربین با زومی سریع از میان جمعیت به سمتش میرود. این میزانسن‌های ترکیبی را در همان آغاز و سکانس بررسی نحوه‌ی انجام گرفتن قتل هم میشود سراغ گرفت. جاییکه صادق بر تیرک میان قهوه‌خانه چون عمود خیمه‌ای بی‌فرمانده تکیه زده و نظر به شمایل معصوم بر دیوار دارد. دکتر و رئیس پاسگاه مشغول شرح نحوهی تجاوزند و در پیش‌زمینه صادق نشسته و خون خونش را میخورد. ولی خان بر سرش میزند و از اینکه کامیون را دیده و برنگشته به دخترش سر بزند احساس گناه میکند، دکتر از گرم بودن تن زن میگوید، سرباز میایستد و سالم نظامی میدهد و با شعف از اینکه او اولین نفری بوده که جنازه را پیدا کرده صحبت میکند و در این میان در نماهایی ترکیبی از خون دلمه بسته بر دیوار و شمایل به دیوار و سکوت صادق در پیش زمینه و حضور مأموران، پی به خشمی که در درون صادق بیدار میشود و آیندهای که رو به تباهی میرود، میبریم. از حق نگذریم حضور درخشان نصرت‌الله کنی با آن نماهای تیره و حضور مستمر سایه‌های و استفاده از تاریک و روشنای فضاهای داخلی کمک شایانی به بستر یأس آور و عاصی فیلم کرده. مثل همان نمایی که ولی خان وارد قهوه‌خانهی نه ظلمات که در تضاد با آفتاب تند بیرون، کم نور و پر سایه میشود تا تابلوی جواز را برای شناسایی عکس صادق ببرد. جوازی که قرار بوده متضمن آیندهای روشن باشد، در فضای ماتم‌زده و متروکهی قهوه‌خانه میرود تا نسخه‌ی قتل و پایان صادق و زندگی محنت زده‌اش را بپیچد.

تقوایی و کیمیایی با توجه به خاستگاه، علایق، بینش، درک جامعه شناسانه و پیشبینی و خواستشان از آینده‌ی ایران دو نگاه متفاوت و چه بسا متضاد به موضوعی مشترک دارند. افتادن در این ورطه که یکی را بر دیگری برتری بدهیم یا از طریق مقایسه، فیلمی را ارجح و یا درست بدانیم و دیگری را غلط، کار عبثی خواهد بود. با این حال میتوان به وضوح تشخیص داد که کیمیایی بیشتر با اجتماع همراه است و خط مبارزه و حرکت به سمت انقلاب در آثارش مشهود است. «قیصر»، «خاک»، «گوزنها» و «سفر سنگ» مضامین و داستان‌هایی در خویش دارند که همسویی با جامعه‌ی ملتهب آن زمان و حرکت به سمت انقالب کاملا از برآیندشان مشهود است. در سوی دیگر تماشای «آرامش در حضور دیگران»، «صادق کرده» و «نفرین» نمایانگر دغدغه‌های طبقه‌ی روشنفکر جامعه‌ی ایران و نگرانی‌اش از مسیر پیش روست. امروز که به «صادق کرده» نگاه میکنیم و تم ضد خشونت، ضد خودسری و ضد قانون‌گریزی آن را درک میکنیم و در نوشتار و گفتارمان باز می‌نمایانیم شاید برایمان خیلی ملموس نباشد که فاصله گرفتن از التهاب و هیجان جامعه‌ی آن زمان و گفتن از سپردن کار به دست قانون و حرکت در مسیر قانون، خیلی ساختار شکنانه‌تر بوده از گفتن دربارهی حرکت فردی و اعتراضی. در زمان‌های که مشی مسلحانه در کشور جریان داشته محکوم کردن اسلحه برداشتن صادق و سر خود مجازات کردن قاتل‌های فرضی زنش حرکتی به مراتب آوانگاردتر بوده. پایان بندی فیلم هم در راستای همین آوانگاردیسم تفکری و در مقابل پایان نسبتا باز و موفق «قیصر» معنای بیشتری مییابد. جایی که صادق در تعقیب و گریز با مأموران از ریل راه‌آهن ــ جاییکه قیصر (در قطار) در پایان از دست مأموران آنجا پنهان میشود ــ رد میشود و در پهن دشتی بی‌سرانجام و برهوت مورد اثابت گلوله مأموران قرار میگیرد. صادق به محاصره‌ی نیروهای انبوه پلیس در میآید و در قطعه‌ای سریع با تصویر فرزند صادق در خانواده‌ی ولی خان در عین سینمایی شدن به کمک همین قطع‌ها و تاریک و روشن شدن قاب (که اتفاقا یادآور کارکرد آپارات هم هست)، فیلمساز کنایه‌ای هم به آینده‌ی مبهم و احتملا نافرجام آن کودک میزند. تقوایی با ترسیم آینده‌ی به فنا رفته‌ی فرزند یک قاتل و مقتول نگرانیاش از سرنوشت ملتی هیجان‌زده و خشونت‌طلب را بیش از پیش به شکلی استعاری بیان میکند و اشتباه بودن این شکل عملکرد بی منطق و هیجانی را با ضرباتی سهمگین بر سر و صورت بیننده فرود می‌آورد. در عین حال نباید از نظر دور داشت که وقتی تقوایی ۴۳ سال پیش صحبت از پایبندی به قانون و پرهیز از خشونت میکند آنهم در جامعهای که دغدغه‌ی جدی امروزش پرخاشگری و قانون‌گریزی صدر تا ذیل آن است نشان از درایت، آینده نگری و دردآشنایی هنرمند دارد. مضحک اینجاست که کسانی این شکل فرار از خشونت و تقبیح بی‌قانونی ناصر تقوایی و «صادق کرده» را درک نمیکنند و حرکت مذبوحانه‌ی صادق را به نشانه‌ی غیرت ــ بی آنکه هنوز «فروشنده» را دیده باشند ــ بر سر اصغر فرهادی و فیلمش میکوبند تا اثباتی عینی باشند از آینده‌ای قانونگریز، خشن و بی منطق که این بزرگ مرد مدت‌ها پیش وقوعش را پیش‌بینی کرده بود.


منتقد: رامتین شهبازی

مقدمه

دو فیلم «قیصر» (مسعود کیمیایی ـ ۱۳۴۸) و «صادق کرده» (ناصر تقوایی ـ۱۳۵۱) موضوعی یکسان، اما دو منظر متفاوت را به تصویر کشیده‌اند. در هردو فیلم به حریم خانواده‌ای (در «قیصر» به خواهر توسط برادران آب منگل، و در «صادق کرده» به همسر توسط یک راننده‌ی کامیون) تعدی می شود و حاصل وقوع تراژدی در هردو خانواده با مرگ افراد مورد تعدی است. در هردو فیلم یکی از اعضای خانواده (در «قیصر» برادر میانی و در «صادق کرد» همسر متوفی) کمر به انتقام بسته و سعی دارند ظالم را نه توسط قانون که خودخواسته از میان بردارند. این مسئله از چند منظر قابل بررسی است. هردو فیلم را میتوان تمثیلی از شرایط سیاسی دوران خود دانست، اما منظری چالش برانگیز در هردو فیلم مقوله‌ی اخلاق و چگونگی رویکرد کیمیایی و تقوایی به این مقوله در برابر کنش انتقام است. مبحثی که تا امروز ادامه یافته و سایه‌ی آن در فیلم‌های سینماگرانی چون اصغر فرهادی نیز قابل بررسی به نظر میرسد. فرض این نوشتار بر این نکته استوار شده است که اول؛ شخصیت‌های اصلی هردو فیلم از اخلاق مورال (عمومی) گذر کرده و به حوزهی اخالق اتیک (شخصی) وارد میشوند و دوم این که در «قیصر» اتیکی جدید مبتنی بر بافتی تازه شکل میگیرد و سیر تکوینی خود را طی میکند، اما در صادق کرده اتیک شکل نگرفته و مورال به برتری میرسد. برای دست یابی به این منظور ابتدا مباحث نظری حوزهی اخلاق را در حد بضاعت این نوشتار مرور کرده و در ادامه به تبیین آن در بررسی تطبیقی دو فیلم پرداخته خواهد شد.

اخلاق

اخلاق عبارت است از بایدها و نبایدها. اینکه هریک از ما دربرابر دیگری دارای چه وظایفی هستیم و این دیگری را چه در نگاه خرد فرد و چه کالن جامعه درنظر بگیریم، چگونه باید رفتار کرد تا در آن به خیر دست یافت. این دستیابی به خیر و شیوه‌ی انجام وظیفه بحثی است که میان فالسفه یونان باستان تاکنون مورد مداقه بوده است. با مرور این آرا دو منظر کلی را برای اخلاق در نظر گرفته‌اند که از آنها با عنوان اخلاق عینی و اخلاق ذهنی یاد میکنند. اخلاق عینی را می توان در آرای فیلسوفی چون امانوئل کانت جست و جو کرد. دکتر محمدرضا احمدی طباطبایی در مقاله‌ی «اخلاق در فلسفه‌ی غرب» اعتقاد دارد که: «در عینیتگرایی اخلاقی احکام اخلاقی ناظر به حقایق عینی خارجی است. این دیدگاه منشأ احکام اخلاقی را به ماهیت و ذات اشیاء و امور نسبت میدهد و معتقد است اخلاقی بودن امور به گزینش انسان وابسته نیست. درپاسخ به این اشکال که پس چگونه و چرا برخی امور در یک جامعه خوب و در جامعه ای دیگر همان امور بد تلقی می گردند، و اگر ارزش‌های اخلاقی عینی باشند چگونه این اختالف احکام اخلاقی قابل توجیه است، عینیت گرایان پاسخ می دهند، آنچه مورد اختلاف است خود ارزش‌های اخلاقی نیست بلکه شرایط محیطی و اوضاع و احوال مختلف ممکن است انسان‌ها را از یافتن ارزش‌های واقعی اخلاقی و تشخیص صائب بازدارد. درست مانند فردی که دچار کوررنگی است و به دلیل همین عامل قادر به تشخیص تمام رنگ‌ها وتمایز آنها از یکدیگر نیست. عینیت گرایی اخلاقی مالا به مطلق گرایی یا کلی‌ گرایی اخلاقی می انجامد. یعنی ارزش‌های اخلاقی همیشه و در همه‌ی جوامع علی الصول یکسان‌اند و ارزش‌های اخلاقی به این معنا استثناءپذیر نیستند. «امر مطلق» کانت که قبال از آن سخن به میان آمد شاید به همین معنا باشد، اگرچه برخی مدعی شده‌اند که او اخلاق را نسبی میدانست زیرا بنیاد اخلاق را در هستی و وجدان آدمی قرار داده بود.» وی همچنین درباب ذهنیت گرایی اخلاق با اشاره به بافت و نسبی بودن قضاوت و شکل‌گیری کنش های اخلاقی اعتقاد دارد که: «ذهنیت‌گرایی اخلاقی در مقابل عینیت‌گرایی اخلاقی قرار میگیرد. ارزش ها و احکام اخلاقی را به خوشایند و مطلوب بودن و یا ناخوشایند و نامطلوب بودن آن ارزش ها از منظر انسان مربوط میسازد. ذهنیت‌گرایی اخلاقی بر این باور است که آدمیزادگان با بیان جملات اخلاقی تنها احساسات و عواطف درونی و قضاوت شخصی خود را بیان میکنند. این نظریه به نسبیت اخلاقی می‌انجامد یعنی ارزشها و احکام اخلاقی کاملا نسبی، شخصی و در واقع شناور خواهد شد که با آموزه‌های دینی نیز ناسازگار است. چون در چنین برداشتی وقتی شخصی خوبی یا بدی چیزی را بیان میکند در واقع موافقت یا مخالفت خود را به آن چیز یا آن امر نشان میدهد. این نظریه راه را بر قضاوت اخلاقی درباره اعمال و رفتار و گفتار دیگران سد مینماید درحالیکه آدمیزادگان در زندگی روزمره و متعارف خود کراراً به قضاوت‌های اخلاقی میپردازند.» لازم به ذکر است که این نگاه دوم را می توان در آرای پساساخت گرایان بیشتر مورد بازخوانی قرار داد. حال همین دو منظر در ترکیب با یکدیگر به دو عبارت کلیدی دیگر نیز منجر میشود. یکی بحث مورال و دیگری اتیک است که اتفاقا هردو نیز به اخلاق ترجمه شده‌اند. مورال بحث اخلاق عمومی است و آن را می توان به حوزه‌ی بحث اخلاق کانتی نزدیک دانست. در این حوزه بایدها و نبایدها از سوی جامعه به فرد تحمیل شده و فرد موظف است آن را رعایت کند. اما در اتیک شخص خود در ذهن و با توجه به باورهای درونی اخلاق را بر میسازد. بنابراین آن چه در نزد شخصی اتیک محسوب میشود در نزد دیگری ممکن است تعبیری دیگر بیابد.

در اخلاق اتیک «دیگری» دارای اهمیتی دوچندان میشود و شخص در راستای نیل دیگری به آرامش از خود میگذرد. دکتر حمیدرضا شعیری از اتیک به عنوان «اخالق مرامی یا پهلوانی» یاد میکند. او ویژگی‌های زیر را در ذیل این شکل اخلاق درنظر میگیرد: «اخلاقی که ارادهی فردی در شکلگیری آن دخیل است؛ اخلاقی که انتخاب‌محور است؛ اخلاقی که به سبک یا استیل حضور کنشگر مرتبط است؛ اخلاقی که دیگری را در مرکز توجه خود قرار میدهد؛ اخلاقی که نوعی زیادت معنایی می‌آفریند؛ اخلاقی که جلوه‌های زیبایی‌شناختی و معرفتی دارد؛ اخلاقی که تجویزی نیست؛ اخلاقی که آرمانگراست. اخلاق پهلوانی دو پرسش مهم را مطرح میکند: جایگاه دیگری در نگاه من و در هنگام عمل اخلاقی چگونه تعریف میشود؟ چرا چنین اخلاقی ارزشمحور است؟»

بحث

اگر این فرض بنابر مستندات موجود پذیرفته شود که کنش از انتخاب شکل میگیرد و اصوال هراندازه بستر شکلگیری انتخاب در درام مستحکمتر باشد قدرت تاثیرگذاری دراماتیک آن نیز بیشتر خواهد بود، بنابراین کنش انتقام در برابر بستر ایجاد شده از یک موضوع ناموس‌محور در بافت سنتی همچون کشور ایران میتواند درامی قابل توجه را شکل دهد. در دو فیلم مورد بحث این نوشتار با آغازی شبیه به هم روبه‌رو هستیم. در هر دو معصومیت قربانی هوس میشود. در فیلم «قیصر» شخصیت(های) منفی شناخته شده‌اند، اما در «صادق کرده» چهره‌ی قاتل در هاله‌ای از ابهام باقی میماند. همین تفاوت میتواند نقطه‌ی محرک مناسب برای بحث انگاشته شود. از این نکته که بگذریم در هر دو فیلم یک بافت سنتی وجود دارد که خود را از همان دقایق نخستین مینمایاند. در فیلم «قیصر» این بافت سنتی درون خانواده با حضور خان دایی شکل می گیرد که شاهنامه میخواند و اعتقاد دارد باید بنابر مرام پهلوانی رفتار کرد و در فیلم «صادق کرده» این بافت سنتی با تاکید دایم بر شعائر مذهبی همچون اقامه‌ی نماز و یا اشاره به تمثال بزرگان دینی همچون موال علی (ع) تثبیت میشود. اما داستان از جایی آغاز میشود که «قیصر» عامدانه و با تصمیم پیشینی تصمیم به انتقام میگیرد. او پاشنه‌ی کفش را ور میکشد و قدم در راه میگمارد، اما در «صادق کرده» به نظر می رسد که صادق بنابر نوعی تصمیم آنی دست به این کار میزند و یا حداقل تقوایی در جایگاه راوی بیرونی فیلم خود چندان بر تصمیم او صحه نمیگذارد. اگرچه تاکید بر نماهایی همچون زمانیکه صادق به اسلحه استوار ولیخان نظر می‌افکند را نمیتوان از نظر دور داشت.

همین مقوله دوباره ماجرا را وارد بستری تازه میکند. صادق شخصیت خاموش است. او فقط دست به عمل می زند و با تعدد مقتولانی که پیش رویش قرار میگیرند، نحوه‌ی اندیشه‌اش نمایان میشود. از قتل شخصی که دختری روستایی را «آهو» خطاب کرده و قصد تجاوز به او را دارد تا راننده‌ای که واقعا قصد شکار آهویی را دارد و توسط صادق به قتل میرسد. اما برخلاف صادق، قیصر دارای کنشی از روی یک مانیفست است. این مانیفست، در مشاجره او با خان دایی روشن شده و کیمیایی میکوشد نیات او را به شکل خالصه در قالب کلام و دیالوگ به مخاطب خود معرفی کند. صادق در مباحثه با ولیخان مغبون شده و در نهایت ابراز عجز میکند، اما قیصر با عبارت: «هرکی بزنه تو گوشم من میزنم تو گوشش» (نقل به مضمون)، تکلیف خود را با ماجرا روشن میکند. دربازگشت به مباحث نظری تعدی در هر دو فیلم از منظر مورالیته امری است نابخشودنی و مستوجب عقوبت. اما این عقوبت باید از طریق قانون صورت گیرد. یعنی ناظر بر مورالیته در جامعه مدرن قانون و ضابطان آن هستند. همین امر اگر توسط شخص و به صورت فردی شکل گیرد از حوزه‌ی مورال خارج شده و امری غیراخلاقی محسوب می شود. بنابراین در هردو فیلم قانون و پلیس نیز در کنار حادثه‌ی اصلی حضور دارند. این حضور به تناسب کنش شخصیت اصلی کمرنگ و پررنگتر جلوه می نماید. برای نمونه در «قیصر» چون کنش قطعی‌تر و با پشتوانه‌ی تفکری است، قانون کم رنگتر شده و پلیس صرفا نقشی حاشیه‌ای برعهده دارد و این درحالیست که در «صادق کرده» پلیس به مثابه‌ی قانون پررنگتر است، زیرا که کنش شخصیت اصلی آنی و بدون پشتوانه‌ی فکری به نظر میرسد. تا اینجا می توان گفت تنها توصیف فرضیه از زبان درون فیلم صورت گرفته است. اما اثبات آن. در فیلم قیصر شخصیت خان دایی نشانگر همان اتیکی است که شاهنامه زیر بغل دارد و معتقد است باید بخشش و گذشت داشت و اجازه داد قانون ماجرا را پیگیری کند. این احترام اتیک به مورال است. مورال می تواند نقش اتیک را نیز درون خود برعهده گیرد. اما از منظر راوی بیرونی فیلم یعنی کیمیایی در دوران مورد بحث در داستان این اتفاق رخ نداده و شخصیت قیصر آمده که خود قانون را اجرا کند. پس قانون در اجرای مورال موفق نیست و دوباره عطف به دیالوگی که از قیصر آمد، او خود کنش گر اصلی است. اما آیا این کنش او در حوزه‌ی اتیک قرار میگیرد؟ از منظر اتیک کالسیکی که در قالب خان دایی بازنمایی میشود، رفتار قیصر اتیک نیست. زیرا او در حق «دیگری» بخشش روا نمیدارد! اما در نگاهی دیگر باید دید او زندگی خود را به نفع کدام دیگری در معرض خطر قرار میدهد.

یک «دیگری» برادران آب منگل هستند و «دیگری» مرجح خواهری که در عنفوان جوانی پرپر شده است. بنابراین قیصر به قانون خود جانش را در راه مرگ خواهر و برادر فدا میکند تا انتقام آنان را بستاند. پس میتوان گفت کنش قیصر از روی اتیک است. همین تفسیر است که رفتار قیصر را از حوزه‌ی اخلاق عینی به اخلاق ذهنی میکشاند و در نهایت نیز با وجود این که وی توسط قانون از پای آید، اما فیلمساز تا انتها از این اتیک حمایت کرده و همدلی خود و مخاطبش را با او حفظ می کند. قیصر از روی عجز و ناتوانی اش جان نمی‌دهد. او ماموریت خودخواسته را به پایان میرساند. گفتمانی که تا سال ها بعد در سینمای کیمیایی تکرار میشود. اما به نظر می رسد که تقوایی برخالف کیمیایی از مورال و اخلاق عینی حمایت پای کند. در فیلم «صادق کرده»، قانون هم‌پای شخصیت اصلی فیلم پیش می رود و در امر پیگیری تجاوز و قتل همسر صادق بسیار جدی است. در این فیلم اگر بر پایه تطابقی نعل به نعل پیش برویم، استوار ولی خان، جای خان دایی قیصر مینشیند. او نیز نماینده‌ی قانون است و همانند صادق در کنشگری نقش دارد. کنش نهایی ولی خان در لو دادن وی به مافوقش، نشان از حکم نهایی پیروزی قانون بر امر غیراخلاقی را دارد. صادق پیش از قتل نخست به امامزاده می‌رود و با نگاه به تمثال حضرت علی(ع) از امامزاده خارج می‌شود. با توجه به حضور ناگهانی راننده در آن مکان مشخص نمیشود که او با قصد قبلی دست به قتل میزند یا بر اساس تصمیم آنی چنین میکند، کما اینکه در یکی از دیالوگ‌ها به این نکته اشاره می‌کند «با دیدن قاتل خونم به جوش می‌آمد» (نقل به مضمون). از سوی دیگر تقوایی با مشخص نکردن چهره‌ی قاتل راه را برخطای صادق باز گذاشته و به نوعی درمورد او دست به قضاوت می‌زند. در حین قتل نخست او در حالی راننده را می‌کشد که در حال اقامه نماز است و عطف به صحبت یکی از رانندگان که مقتول را چونان فردی مومن تصویر میکند، از منظر بافت مطروحه در فیلم صادق در جایگاه ضد قهرمان قرار میگیرد. بنابراین با این نشانه‌ها که جملگی در خود فیلم شگل می‌گیرند، صادق نه در راه امر اتیک که در جایگاه خلاف اخلاق گام می زند. در یکی دیگر از صحنه‌های فیلم که او در پمپ بنزین دم از اخلاق عمومی زده و از دور شدن انسان‌ها از انسانیت (نقل به مضمون) سخن می‌گوید با دیدن نام اولیاء بر بدنه‌ی کامیون اندکی مکث کرده و به راه خود ادامه میدهد. در هر قتل او گام به گام از اخلاق دور میشود. اما در این میان تقوایی از نمایش امر اتیک در حاشیه استفاده می‌کند. امر اتیک متعلق به دوست صادق است. این شخص با اینکه میداند صادق چه کرده، ماشینش را در اختیار وی میگذارد و در فرارش به او کمک میکند. در پایان فیلم نیز صادق در حالی که خسته از کنش خویش است، بر غیراخلاقی بودن کارش صحه گذارده و با آگاهی از اینکه قاتل اصلی در زندان است، بر غبن خود پی میبرد و در نهایت قانون به عنوان حافظ مورال تیر نهایی را به او شلیک میکند.

نتیجه

فیلم «صادق کرده» در حوزه مورال باقی می‌ماند و داعیه حفظ و حراست از آن را دارد و به این ترتیب به نوعی اگرچه صادق را گرفتار در دام تقدیر تصویر میکند اما اخلاق عینی را جایگزین اخلاق نظری میکند. به این ترتیب تقوایی محافظه‌کارتر از دیگر همتایش مسعود کیمیایی است کیمیایی است. کیمیایی آنارشیستی‌تر عمل کرده و میکوشد بحث اخلاق نظری را بگشاید که تاویل‌پذیرتر به نظر میرسد. البته نباید ناگفته گذاشت که از منظر داستان‌گویی و حفظ مباحث زیبایی‌شناسی، فیلمی سرپا و دیدنی است و آنچه در این مقال آمد نگاهی میان رشته‌ای به فیلم از منظر اخلاق بود.

نوشته نقد و بررسی فیلم «صادق کرده» اولین بار در نقد فارسی. پدیدار شد.

Powered by WPeMatico

گفت‌وگو با «محسن تنابنده» درباره «پایتخت ۵» و حواشی آن

فصل تازه سریال «پایتخت» امسال با شکل‌وشمایل تازه‌ای روی آنتن رفت؛ سریالی که بخش زیادی از کنجکاوی‌ها به ورود سازمان اوج در مراحل ساختش مربوط می‌شد و همین موضوع تا حد زیادی توجه مخاطبان را به قصه‌ای که در این فصل روایت می‌شود جلب کرد، هرچند که از ابتدای پخش نوروزی سریال، حواشی ریزودرشت بسیاری درباره «پایتخت» مطرح شد و البته از سمت سازندگانش پاسخ‌های متعددی داشت. محسن تنابنده، سرپرست نویسندگان و بازیگر این مجموعه، درباره این حواشی و چگونگی ساخت سریال صحبت کرد و البته بخشی از این گفت‌وگو به حضورش در فیلم «فراری» هم اختصاص داشت که شما را به خواندن آن دعوت می‌کنیم.

سال‌هاست که مخاطبان تلویزیون به پخش سریال «پایتخت» در ایام نوروز عادت کرده‌اند و این مجموعه جای خودش را در بین مخاطبانش باز کرد، اما تقریبا همه این سال‌ها پخش این سریال با حواشی متعددی گره خورده؛ از جنجال‌های مباحث مالی گرفته تا اختلافاتی مثل جایگزینی نویسنده و… . این حواشی تا چه حد به دلیل فضای سریال و در معرض دید قرارگرفتنش است یا ناخواسته اتفاق می‌افتد؟

فکر می‌کنم این ماجرا فقط به سریال «پایتخت» مربوط نیست. اساسا فضا به‌گونه‌ای است که بسیاری از واکنش‌ها ربطی به مردم پیدا نمی‌کند. بازخورد سریال در رویارویی با مردم بسیار عالی یا حتی بیش از حد انتظار بوده است. باید این نکته را هم مدنظر داشت که صرفا این سریال برای مردم ساخته می‌شود و حالا به دلیل فضای مسموم سیاسی، سودجویان دنبال این هستند که چه چیزی در کانون توجه قرار دارد که دقیقا آن را دستاویز قرار بدهند و بهانه‌ای شود که کسی را زیر سؤال ببرند. این حواشی مختص سریال «پایتخت» نیست. به نظر من هر اثر هنری یا پدیده اجتماعی که فراگیر شود، طعمه این فضاهای سیاسی می‌شود.

آقای تنابنده! آیا شما آزادی‌های بیش از اندازه برای ساخت این سریال در اختیارتان بود؟

جالب است که این تنها کاری است که اصلاح‌طلب و اصولگرا درباره‌اش حرف می‌زنند و نقدش می‌کنند و تصور می‌کنم دلیلش بیش از حد دیده‌شدنش است. عمدتا این نوع طرز فکرها توسط همین دوستان سوءاستفاده‌گر سیاسی اتفاق افتاده است وگرنه این سریال هیچ‌جا حدود اخلاقی را زیر پا نمی‌گذارد. به هیچ‌چیز حمله نمی‌کند و معنویات را زیر سؤال نمی‌برد، هیچ کار خطایی نمی‌کند، ولی این طبیعی است که شما از هر پدیده‌ای بتوانی از زاویه دید خودت وارد شوی برای اینکه بتوانی به نتیجه دلخواهت برسی. عمده حواشی «پایتخت» فرامتنی است. از این جهت برایم جالب است در کشوری زندگی می‌کنیم که همیشه قصاص قبل از جنایت می‌کنیم، انگار اصول ساده نقد را بلد نیستیم. هیچ ایرادی ندارد که با اثر مخالف باشیم، ولی الزاما باید دست نگه داریم تا کلام منعقد شود و پخش سریال به اتمام برسد تا درباره کلیت آن صحبت شود. دقیقا از قسمت اول و دوم سری جدید «پایتخت» نقدها شروع شد، اینکه ما ماجرای ازدواج دختران کم‌سن‌وسال را ترویج کرده‌ایم! اتفاقا ما به این ماجرا نقد صریح داشتیم و برای اینکه چیزی را نقد کنید، ابتدا باید آن را ارائه کنید و بعد از آن طرز تلقی آدم‌های قصه را نسبت به آن ماجرا ببینیم. بسیاری که ما را در این مورد خاص نقد کردند، از اینکه قضاوت عجولانه‌ای داشتند عذرخواهی کردند. با شیوه‌ای که ما از نقدکردن در ذهن داریم به مرور به سمتی می‌رویم که آثار سینما و تلویزیون ما کارهای بدون دردسر، لاغر و بی‌خاصیتی باقی بمانند.

استعمال دخانیات و شیوه مصرف حشیش شاید نخستین‌بار بود به این شکل در تلویزیون نشان داده شد، این از جمله ده‌ها مواردی است که بدون ممیزی روی آنتن رفت و واکنش‌های متفاوتی به همراه داشت.

لحظه استعمال هیچ‌وقت دیده نشده و در کار ما هم دیده نمی‌شود. معتقدم کار هنرمند نسخه‌پیچیدن نیست، بلکه یک رادیولوژی یا یک سونوگرافی است که شما فقط ماجرا را عکس‌برداری کنید و نمایش دهید، تشخیص کار دیگران است. در تمام این سال‌ها از نشان‌دادن چیزهایی ترسیدیم و معضلاتمان چندین برابر شده است. اگر معضلات را نشان ندهیم و مقابل چشم تماشاگر نگذاریم، قطعا درباره آن تصمیمی هم گرفته نمی‌شود. جای شخصیتی مثل بهتاش در سریال خالی بود، چراکه نماینده قشر عظیمی است که در جامعه به‌طور گسترده می‌بینیم و به‌لحاظ اخلاقی ملزم هستیم چنین شخصیتی در «پایتخت» داشته باشیم و درباره‌اش حرف زده شود. این مجموعه از ابتدا هم سعی کرد درباره همه اقشار صحبت کند و با عموم مردم ارتباط برقرار کنیم. همان‌طور که گفتم، جای شخصیتی مثل بهتاش خالی بود و حضور این شخصیت در بین مخاطبان بازخوردهای خوبی دارد.

پس شاید بتوان چنین برداشتی کرد که امیدوار بودیم از این پس فضا برای نشان‌دادن محدودیت‌هایی که در تلویزیون با آن روبه‌رو هستیم بازتر شود و بتوانیم امکانات بیشتری به سریال‌سازی اضافه کنیم و فضاهای جدید‌تر و نو‌تری را به مخاطب نشان بدهیم…

قطعا یک رابطه طولانی بین نویسنده با تلویزیون یا سینما وجود دارد. سابقه کاری آدم‌ها این اعتماد را به وجود می‌آورد که این پس از گذشت سال‌ها نویسنده‌ای، حد و حدود تلویزیون و قوانین کشورش را می‌د‌اند و می‌تواند کمک‌کننده باشد، اما این‌طور نیست که برای شما جاده میان‌بر بگذارند. همیشه قوانین وجود دارد و این قوانین با تغییر مدیریت‌ها معمولا سخت‌تر می‌شود.

واکنش شما به انتقادی که درباره نشان‌دادن جاذبه‌های توریستی ترکیه به سریال وارد شد جالب بود، اینکه گفتید «رجب طیب اردوغان پولی را قبل از ساخت این فصل از سریال به من داد و از من خواهش کرد جاذبه‌های توریستی ترکیه را معرفی کنم، او به من گفت خواهشا مملکت ما را به ایران و جهان بشناسان چون داریم بیچاره می‌شویم!» اصلا چرا وارد این مبحث شدید، قبل از ساخت سریال و راهی‌شدن به ترکیه تصور چنین انتقادهایی را نداشتید؟

چه بخواهیم چه نخواهیم ترکیه زیباست. باید باور کنیم به دلیل اینکه نتوانستیم جذابیت‌هایی برای مردم کشورمان ایجاد کنیم، این پول در ترکیه و کشور همسایه خرج می‌شود. بار دیگر دوستان از منظر خودشان به این موضوع نگاه کردند. اجازه بدهید بتوانیم واقعیت‌ها را با مردم در میان بگذاریم و نتیجه بهتری حاصل شود، آن‌قدر همه‌چیز را پنهان نکنیم. اینکه پنهان کنیم مردم کشور ما ترکیه نمی‌روند به سود کیست؟ به‌جای اینها روی خودمان کار کنیم و شرایط را بهتر کنیم. واکنش من به این دلیل بود که واقعا ماجرای خنده‌داری بود، یعنی ترکیه این‌قدر معطل است که به ازای دریافت پولی از ما بخواهد زیبایی‌های کشورش را نشان بدهیم؟! بهتر است از خواب غفلت بیدار شویم. بخش عمده‌ای از مردم کشور شبکه‌ها و سریال‌های ترکیه را نگاه می‌کنند و برخلاف ما که می‌گویند در سریال‌ها چیزهای زیبا نشان ندهیم و خیلی تجمل نباشد، آنها همه این چیزها را غیرواقعی‌تر و زیبا‌تر از آنچه وجود دارد نشان می‌دهند و توریست‌شان را به اندازه کافی جذب کردند. ما باید فکری به حال خودمان کنیم. ما اصلا شهر «ادنا» را تبلیغ نکردیم، همه پلان‌هایمان را در نوشهر گرفتیم، بعد به ما می‌گویند چرا نگفتی این پلان‌ها را در نوشهر گرفتید؟ یعنی واقعا باید چنین چیزی را مطرح می‌کردیم؟! چرا دوست داریم تحلیل‌های ساده‌ای که پایتخت نشان می‌دهد را نادیده بگیریم و الکی پشت آن جریان‌سازی کنیم. در پایتخت مسائلی را مطرح کردیم مثل اینکه برای قاچاق کالا به ترکیه می‌روند، یعنی یک نقد به شرایط حاکم در کشور، یا اینکه آنجا آن‌قدر ناامنی وجود دارد که هواپیما قادر به فرود در فرودگاه استانبول نیست، این یک نقد است به آنهایی که امنیت کشور را نمی‌بینند. جوان‌هایی که با چشم بسته راهی غربت می‌شوند و می‌بینیم چطور کتک می‌خورند و پولشان را می‌برند و… یادمان می‌رود که ارسطو یک نقد صریح مطرح می‌کند به اینکه این‌قدر شرایط بد است که تولید داخلی‌مان را باید به اسم ترک بفروشیم. اینها چیزهایی است که دوستان تلاش می‌کنند نبینند و موضوعات و حواشی فرامتنی به وجود بیاورند و به‌اصطلاح از این نمد برای خودشان کلاهی درست کنند.

در سال‌های اخیر از تولیدات مستقل زیاد صحبت شده است و درباره «پایتخت» که هر سال حضور اسپانسرها برای ادامه حیاتش حواشی متعددی را به وجود آورده است، با وجود همراهی سازمان اوج در ساخت این فصل از سریال، چه کردید که به استقلال سریال کمتر آسیب برسد؟

چیزی که در این فصل زیاد می‌شنویم، این است که چقدر همه‌چیز باز است و راحت همه‌چیز گفته می‌شود. ما خودمان هم از اینکه نقد مردم دقیقا به چه بخشی از سریال است، حیرت کرده‌ایم. اینکه اوج کمک کرده یا جلوی ما را گرفته است، همه اینها به جبهه‌های سیاسی‌ الکی که نسبت به ماجرا گرفتند، برمی‌گردد. ما یک‌سال‌ونیم پیش قرار بود اثر سینمایی «پایتخت» را بسازیم و با داغ‌شدن ماجرای داعش، ایده جدیدی به ذهنمان رسید. این چیز عجیبی نیست. برای «پایتخت» واجب بود که وارد یک محیط جدید و جذاب شود و از‌آنجایی‌که خانواده مبحث «پایتخت» است، خانواده را در موقعیت‌های مختلف گذاشتیم و چه موقعیتی جذاب‌تر از اینکه آنها ناخودآگاه وسط جنگ گرفتار شوند. به دلیل نوع قصه‌ای که داشتیم، به سراغ سازمان اوج رفتیم و انصافا هیچ گروهی در کار ما دخالت نکرد که به قصه سریال سمت و سوی دیگری بدهد. هرچند که براساس فشارهایی که دلواپسان داشتند، بخش‌هایی از سریال سانسور شد؛ اما فشاری از جانب تلویزیون و اوج روی ما نبود.

پس سانسور هم زیاد بود؟

بله. ولی نمی‌خواهم درباره‌اش صحبت کنم. یک نکته مهم وجود دارد و آن این است که خانواده نقی معمولی برای جنگ به سوریه نمی‌روند یا حتی برای حمایت از کسی به جنگ نمی‌روند. اینها بر حسب شرایط و موقعیتی وسط جنگ قرار می‌گیرند، نمی‌خواهند بجنگند؛ اما حالا که در فضای جنگی هستند، باید برای حفظ جانشان دفاع کنند. این موقعیت در قسمت‌هایی که دیده شد، به لحاظ تولیدی، اجرائی و حتی فیلم‌نامه بسیار سنگین بود؛ چراکه در شرایط سخت، باید کمدی ایجاد می‌کردیم. پیش‌از‌این کارهایی به این شکل انجام شده بود؛ ولی با این حجم و گستردگی و با این تعداد شخصیت انجام نشده بود. پس این ماجرای سفارش کاملا ساختگی است؛ چون قصه جواب می‌دهد.

اما نکته‌ای وجود دارد و این است که از فصل اول سریال تا به امروز حفظ شخصیت یک زن قدرتمند و عقل‌گرا در روند سریال حفظ شده است و این تحسین‌برانگیز است.

بله. ممنونم که به این نکته اشاره کردید؛ چون برای ما هم مهم بود.

اما در کنار «پایتخت» باید به اکران فیلمی از شما بعد از دو سال از زمان ساخت و اکران‌شدنش در نوروز اشاره کنیم. حضور شما در فیلم «فراری» و بازی شما که هم در نمایش در جشنواره و هم این روزها که فیلم اکران عمومی است، تحسین بسیاری را به همراه داشته است، از شخصیت‌پردازی «نادر» فیلم فراری صحبت کنیم. اینکه چطور به این شمایل از قهرمان قصه رسیدید و لهجه‌ای که به پرداخت بهتر شخصیت کمک کرد، اصلا کار با علیرضا داوودنژاد چطور بود؟

علیرضا داوودنژاد از معدود آدم‌هایی است که بازیگری برایش از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. نمی‌گویم دیگران این‌طور نیستند. شاید شیوه برخورد متفاوت است. خاطرم هست قبل از هر چیزی برای آقای داوودنژاد مهم بود محسن تنابنده را بهتر بشناسد و خودش را بیشتر به محسن تنابنده بشناساند. به‌همین‌خاطر زمان ضبط «پایتخت ٤» وقتی در شمال کار می‌کردیم، چند روز پیش ما و محل فیلم‌برداری آمد و درباره کار حرف می‌زدیم و نقطه‌نظراتمان را بیان کردیم. او آمده بود که شناخت بهتری از من داشته باشد و این برای من جذاب بود. شخصیت «نادر» در فیلم‌نامه به این شکل نبود، به‌ لحاظ دیالوگ همین بود؛ اما در برخورد با شخصیت با آقای داوودنژاد به این نتیجه رسیدیم که چون ٧٥ درصد فیلم در ماشین می‌گذرد و مدیوم‌شات هست و پرده عریض سینما را خواهیم داشت، به این فکر کردیم که چه کار کنیم که دختر که آن همه بار قصه به دوشش هست، متکلم‌ وحده نشود و قصه جذاب روایت شود. برای همین به این فکر کردیم که کمی این آدم را شیرین‌تر بگیریم و به آن جدیتی که در فیلم‌نامه هست، نباشد. به دلیل قرابتی که آقای داوودنژاد با قم داشتند و عمو و عمه من در آنجا زندگی می‌کنند، فتح بابی شد که بیشتر درباره لهجه نرم و نازک قمی حرف بزنیم که در فیلم‌های زیادی هم استفاده نشده است. آقای داوودنژاد با لهجه موافقت کرد؛ اما از‌آنجا‌که لهجه از حدی بگذرد، شخصیت تیپیک می‌شود، سعی کردیم حدومرزی را نگه داریم که فقط آهنگی داشته باشد. برای همین تمرین‌های زیادی داشتیم و با اینکه به قمی مسلط بودم؛ اما با آدم‌های آن خطه معاشرت کردم و لهجه بهتر شد. ضمن اینکه آن شخصیت جای شیرینی بیشتری داشت؛ ولی نگه‌داشتن حد‌و‌مرز خیلی سخت بود و همیشه قبل از اینکه فیلم‌برداری شروع شود، شخصیت را با تمام حواشی و شیرینی‌هایی که در ذهنم بود، بازی می‌کردم و حسابی می‌خندیدیم. بعد که از تب‌وتاب می‌افتاد، می‌رسیدیم، فیلم‌برداری شروع می‌شد و به آدم شسته رفته‌تری که در فیلم می‌بینید، می‌رسیدیم.

برخی گذر زمان را یکی از عوامل دیده‌نشدن «فراری» می‌دانند. نظر شما چیست؟

غذا هم که درست می‌کنید، زمانی باید آن را از روی گاز بردارید؛ چون بیش‌از‌آن خراب می‌شود. این فیلم دو‌سال‌و‌نیم و شاید هم بیشتر از زمان ساختش می‌گذرد و مرتب خبر اکرانش در فضا‌های مجازی پیچید، آن‌قدر به گوش آشنا بود که این توهم بود که انگار دیده هم شده است. این فیلم متأسفانه مقادیر زیادی در بحث‌های مالکیت دچار صدمه شد و اکرانش به تعویق افتاد، نکته بعد این است که در نوروز بسیاری به دنبال دیدن فیلم‌های کمدی هستند، این هم مزید بر علت بود و تبلیغات بسیار ضعیف فیلم که به آن آسیب زد. به نظرم اگر یک فیلم کمدی دو بیلبورد برای تبلیغات نیاز دارد، این فیلم به سه بیلبورد نیاز دارد.

تعداد درخور‌‌توجهی از فیلم‌سازان، به سمت ساخت فیلم کمدی رفته‌اند. شما قصد ساخت فیلم کمدی ندارید؟

درحال‌حاضر کمی سبک و سنگین می‌کنم؛ اما تصمیم قطعی نگرفته‌ام.

حرفی درباره حواشی متعدد سریال «پایتخت» ناگفته مانده است؟

خیلی ساده است پشت میزهای‌مان بنشینیم و منتظر پدیده‌ای باشیم که آن را بکوبیم؛ اما سخت است کاری کنیم که این حجم از مخاطب را به دنبال داشته باشد. کمی با هم مهربان باشیم. آن‌قدر منتظر نباشیم دیگران بسازند و آزارش بدهیم. اگر خودمان بلدیم، بیاییم وسط کار کنیم. اگر نه، به دیگران حسادت نکنیم. فضای کار برای همه به اندازه کافی وجود دارد. اینکه فضا به‌گونه‌ای شده است که دیگر برای لذت‌بردن به جایی نمی‌رویم، تلخ است. متأسفانه این به تماشاچی هم سرایت پیدا کرده است. این فضا آزار‌دهنده است.

نوشته گفت‌وگو با «محسن تنابنده» درباره «پایتخت ۵» و حواشی آن اولین بار در نقد فارسی. پدیدار شد.

Powered by WPeMatico

گفت‌وگو با «پنه لوپه کروز» درباره «همه می‌دانند» و تجربه کار با «اصغر فرهادی»

قبل از شروع گفت‌وگو وضعیت مشخص می‌شود؛ «لطفا سؤال شخصی نپرسید». این را کاترینا بایوناس، مدیر برنامه‌های پنه‌لوپه کروز، می‌گوید. عجیب است! چطور می‌شود از بازیگری که سال ٢٠١٤ از سوی مجله «اسکیره» به‌عنوان جذاب‌ترین هنرپیشه دنیا برگزیده شده، سؤال شخصی نپرسید؟ چطور می‌شود درباره خاویر باردم، همسر پنه‌لوپه که با هم یکی از عاشقانه‌ترین زوج‌های هنری دنیا را تشکیل داده‌اند، نپرسید؟ اصلا چه‌ شده که پنه‌لوپه‌ کروز این شرط را برای خبرنگاران مختلف می‌گذارد که در گفت‌و‌گوها از او سؤال شخصی نپرسند؟ زندگی برای این هنرپیشه لاتین در سن ٤٣ سالگی متفاوت شده است؛ او حتی از دنیای هالیوود هم فاصله گرفته و نزدیک مرزهای خداحافظی از دنیای سینما و دور از فرش قرمز معروف سینمای آمریکا، تصمیم به اداره زندگی‌اش گرفته است. پنه‌لوپه حالا فقط فیلم‌هایی را بازی می‌کند که قلبش به او دستور می‌دهد و حاضر نیست هر سناریویی را بپذیرد. با همین سخت‌گیری‌ها بوده که در نقش دوناتلا ورساچه بازی کرده است؛ در سریال «داستان جنایی آمریکایی» که از ژانویه امسال سری جدیدش به نمایش درآمده است. او با وسواس زیادی بازی در فیلم «پابلو دوست‌داشتنی» (اسکوبار) را پذیرفته و کنار خاویر باردم بازی کرده است؛ فیلمی که روایت‌گر زندگی پابلو اسکوبار است (باردم در آن فیلم نقش مافیایی را بازی می‌کند و پنه‌لوپه هم نقش خبرنگاری را ایفا می‌کند که عاشق او می‌شود). سرانجام هم که پنه‌لوپه تصمیم گرفت در آخرین فیلم سینمایی‌اش در «تودوس لو سابن» (همه می‌دانند) اثر تازه اصغر فرهادی، کارگردان مستعد ایرانی که فیلم خاطره‌انگیز «جدایی…» را ساخته است، کار کند؛ فیلمی که او دوباره کنار خاویر باردم بازی می‌کند. «نوع زندگی امروزی‌ام باعث شده بیش از گذشته به نقش‌هایی که قرار است بازی کنم، فکر کنم. وقتی آدم بداند بعد از فیلم‌برداری و شب که به خانه می‌رسد زندگی آرام و باثباتی انتظارش را می‌کشد، می‌تواند با فراغ بال بیشتری در نقش‌هایش فرو برود». پنه‌لوپه حرف‌هایش را با این جملات شروع می‌کند و در ادامه می‌گوید: «زمانی فکر می‌کردم باید از تجربیات شخصی‌ای که به دست می‌آورم در نقش‌هایی که بازی می‌کنم، استفاده کنم. این‌طوری همه‌چیز را با هم قاطی می‌کردم. حالا اما برای خودم حدومرز تعیین کرده‌ام؛ یک طرف دنیای خیالی و فیلم است و طرف دیگر واقعیت. وقتی سر فیلم‌برداری هستم تمام توانم را به‌ کار می‌گیرم ولی به‌محض اینکه کار فیلم‌برداری تمام می‌شود، به زندگی طبیعی خودم برمی‌گردم». پنه‌لوپه حالا دل‌مشغولی دیگری هم دارد: فرزندانش. «باید مواظب بچه‌هایم باشم و از آنها مراقبت کنم. آنها درخواستی ندارند که در معرض دید رسانه‌های مختلف باشند».

پنه‌لوپه، لونا و لئوناردوی چهار و هفت ساله را دارد که تحول زیادی در زندگی‌اش به وجود آورده‌اند. «من آدمی هستم که نگران همه‌چیز می‌شوم. حالا این نگرانی متوجه خودم است و برایش هم دلایل روشنی دارم. مثل هر مادر دیگری هر تصمیمی که قرار است در زندگی‌ام بگیرم، با حضور فرزندانم ارتباط مستقیمی دارد. دیگر در هر فیلمی نمی‌توانم بازی کنم و فیلم‌هایم را با فکر‌کردن به فرزندانم انتخاب می‌کنم: اینکه مکان و زمان فیلم‌برداری کجا باشد و چقدر زمان ببرد. ضمن اینکه دیگر نمی‌توانم هر نقشی را بازی کنم و هر پیامی را به مخاطب بدهم. حالا دیگر مسئولیت دارم».

بااین‌حال، وقتی هنرپیشه باشی، خیلی ساده نیست هر صحنه‌ای را بازی نکنی. در «پابلو دوست‌داشتنی» به‌ نظر می‌رسد فیلم‌برداری بعضی از صحنه‌ها به دلیل هیجان و احساسات زیادی که در آن وجود داشته، کار سختی است. خاویر باردم برای بهتر فرو‌رفتن در نقشش مجبور شده از پروتزهای مصنوعی استفاده کند تا صورتش را زمخت‌تر نشان دهد. حالا چه اتفاقی می‌افتد وقتی به مرد زندگی کروز چهره و زندگی تبهکارانه‌ای می‌دهند؟ «بعضی وقت‌ها به خودم می‌گفتم اگر بتوانیم از بعضی از صحنه‌های این فیلم با موفقیت عبور کنیم، کار مهمی کرده‌ایم».

«پابلو دوست‌داشتنی» تنها فیلم پنه‌لوپه با باردم نیست؛ این دو در فیلم «همه می‌دانند» اصغر فرهادی هم دوباره کنار هم قرار گرفته‌اند. طوری که انگار دیگر برای پنه‌لوپه بازی‌کردن کنار خاویر راحت‌تر شده است. «راستش را بخواهید نمی‌توانم بگویم بازی‌کردن کنار خاویر ساده‌تر یا سخت‌تر از بازی‌کردن کنار بقیه هنرپیشه‌هاست. برای من فرقی نمی‌کند. زمان فیلم‌برداری همان اضطراب و نگرانی همیشگی را دارم، درست مثل این است که می‌خواهم اولین فیلم سینمایی‌ام را بازی کنم. وقتی آدم سراغ این شغل می‌آید، مدام با چیزهای جدید روبه‌رو می‌شود. به‌هر‌‌حال همین قدر که این حرفه می‌تواند تعادلت را به هم بریزد، می‌تواند مهیج هم باشد».

پنه‌لوپه با‌این‌حال هنوز هم صحنه‌هایی را بازی می‌کند که آدم را نگران سلامتی‌اش می‌کند؛ در همین فیلم «همه می‌دانند» اصغر فرهادی، کار به جایی می‌کشد که مجبور می‌شوند برای پنه‌لوپه آمبولانس خبر کنند؛ چون او در آستانه بیهوش‌شدن بود. خودش نمی‌خواهد زیاد به این موضوع بپردازد؛ ولی برای کارش دلیل مشخصی دارد: «اصغر انسان فوق‌العاده‌ای است. آدم دلش می‌خواهد دل‌و‌جانش را برای او بگذارد. بعضی وقت‌ها حتی از دل‌و‌جان هم بیشتر… ».

وودی‌ آلن که در «ویکی کریستانا بارسلونا» با پنه‌لوپه کار کرده، درباره‌اش می‌گوید: «نمی‌توانم از روبه‌رو به او نگاه کنم؛ چون بسیار شکننده است». پدرو آلمودار که پنه‌لوپه او را «عمو پدرو» خطاب می‌کند، هم درباره این هنرپیشه می‌گوید: «پنه‌لوپه آدمی بسیار احساسی است. او خوش‌شانس است که شغلی را برگزیده که می‌تواند صحنه‌های بسیار بدیعی را برای یک شخصیت عادی به وجود بیاورد. اگر نخواهیم بگوییم بیش از اندازه رنج می‌کشد، باید بگوییم رنج بسیار زیادی را تحمل می‌کند». حالا آیا به خاطر همین احساسات زیاد و شکننده‌بودنش است که تصمیم گرفته به کشور محل تولدش برگردد؟ «اسپانیا را دوست دارم. مادرید را دوست دارم. در خیابان مردم خیلی خوش‌رو و خون‌گرم هستند. در لس‌آنجلس وقتی مجبور می‌شوی همه مسیر را با ماشین بروی، بین تو و شخصیت‌ها فاصله زیادی می‌افتد». او برای اصرار بازی‌کردن در شهر مادرید یا اسپانیا دلایل خاصی دارد. احتمالا به خاطر همین دلایل است که اصغر فرهادی هم آخرین اثرش را در اسپانیا فیلم‌برداری کرده تا این هنرپیشه را در فیلم داشته باشد. پنه‌لوپه نیاز زیادی دارد تا کنار انکارنا، مادر و الگوی زندگی‌اش باشد؛ زنی قوی و خودساخته که در یکی از محله‌های مادرید آرایشگاه و سالن زیبایی دارد. دیگر دلیلی که پنه‌لوپه را وابسته به مادرید کرده، حضور خواهرش مونیکا است؛ اما این هنرپیشه می‌گوید دلایل دیگری هم دارد: «به خاطر دوستانم هم هست. من ارتباطم را با دوستان ١٤‌سالگی‌ام هنوز حفظ کرده‌ام!». بازگشت به اسپانیا برای او شبیه به بازگشت به اصل خویش است؛ درست مثل اینکه یک جنگجو پس از مدت‌ها ماجراجویی فرصتی برای استراحت‌کردن به دست می‌آورد. پنه‌لوپه اتفاقا خیلی زود و در سن ١٦‌سالگی کارش را با بازی در تلویزیون و سینمای اسپانیا شروع کرد. اوایل دهه ٢٠٠٠ بود که او راهی هالیوود و تبدیل به یک ستاره بین‌المللی شد. او در فیلم‌های زیادی که با بودجه‌های هنگفتی ساخته می‌شدند، بازی کرد تا اینکه داستان عاشقانه‌اش با تام کروز به وجود آمد؛ با‌این‌حال عشق به اسپانیا برای او بالاتر از بقیه عشق‌هایش بود و این آلمودار بود که پنه‌لوپه را «نجات» داد. پدرو برای بازی در فیلم «بازگشت» که سال ٢٠٠٦ اکران شد، پنه‌لوپه را دوباره احیا کرد. سال ٢٠٠٩، وودی‌ آلن او را در فیلم «ویکی کریستانا بارسلونا»، اسپانیایی‌ترین فیلم این کارگردان مشهور، بازی داد که برایش اسکار بهترین نقش دوم را به همراه داشت. چه خوش‌یمن بود اسپانیا! در زمان فیلم‌برداری او با خاویر باردم آشنا شد که سال ٢٠١٠ با هم ازدواج کردند. چرخه با تولد فرزندان این دو کامل شد تا ارتباط پنه‌لوپه با کشور، خانواده و اصالتش استحکام بیشتری داشته باشد.

نوشته گفت‌وگو با «پنه لوپه کروز» درباره «همه می‌دانند» و تجربه کار با «اصغر فرهادی» اولین بار در نقد فارسی. پدیدار شد.

Powered by WPeMatico

تاریخ اکران فیلم جدید «اسپایک لی» مشخص شد

جدیدترین ساخته اسپایک لی کارگردان مطرح در سالگرد خشونت‌های نژادی در شارلوتزویل آمریکا راهی پرده‌های نقره‌ای می‌شود.

به گزارش هالیوود ریپورتر، «مرد سیاه کوکلوس کلان» جدیدترین فیلم اسپایک لی که با حضور جوردن پیلی کارگردان «برو بیرون» به عنوان یکی از تهیه کنندگان ساخته شده از ۱۰ آگوست در آمریکا اکران می‌شود.

این زمان مصادف با نخستین سالگرد خشونت‌های نژادی در شارلوتزویل آمریکاست.

«مرد سیاه کوکلوس کلان» بر مبنای ماجرای واقعی ران استالورت نخستین پلیس سیاه‌پوست در کلورادو اسپرینگز که با هویت مبدل در سال ۱۹۷۸ جنایت‌های کوکلوس کلان را پیگیری می‌کرد، ساخته شده است.

نقش این پلیس را جان دیوید واشنگتن بازی می‌کند. وی با همکارش با بازی آدام درایور تلاش می‌کنند تا در بالاترین سطح مانع کارهای نژادی این فرقه در شهر شوند. در جریان این کار با ظاهر تغییر یافته، ماجراهای متفاوتی با گروه‌های نژادی پیش می‌آید.

لورا هریر و تاپر گریس از دیگر بازیگران فیلم هستند.

سال پیش در ۱۲ آگوست ملی‌گراهای سفید و مخالفان آنها در شارلوتزویل با یکدیگر درگیر شدند. این ماجرا به خشونت کشیده شد و یک زن کشته و چندین نفر زخمی شدند.

راستگرایان افراطی در تجمعی برای اعتراض به برداشتن مجسمه یکی از فرماندهان جنگ داخلی آمریکا که حامی برده‌داری بود، با حضور مخالفان آنها که عمدتا گروه‌های مخالف نژادپرستی بودند روبه رو و این ماجرا به درگیری فیزیکی منجر شد. با این حال ترامپ حاضر نشد تا گروه نژادپرست سفید را محکوم کند و گفت «همه باید متحد بشویم و این خشونت را محکوم کنیم. در آمریکا جایی برای چنین خشونت‌هایی نیست. باید با هم یکی شویم.» که این پاسخ رییس جمهوری با مخالفت زیاد مردم و شخصیت‌ها و هنرمندان روبه رو شد.

نوشته تاریخ اکران فیلم جدید «اسپایک لی» مشخص شد اولین بار در نقد فارسی. پدیدار شد.

Powered by WPeMatico

تجلیل «استیون کینگ» از فیلم «یک مکان ساکت»

منتقدان تنها کسانی نیستند که فیلم ترسناک جان کرازینسکی با عنوان «یک مکان ساکت» را ستوده‌اند. استیون کینگ هم روز گذشته(جمعه ۱۹ فروردین) در توییترش از این فیلم ترسناک تقریباً بی‌کلام و ساکت تعریف کرده و آن را «اثری فوق‌العاده» خوانده است.

کینگ در حالی به استفاده مؤثر کرازینسکی از سکوت در این فیلم اشاره و آن را تحسین کرده است که این فیلم‌ساز جوان یکی از امیدهای آینده این ژانر سینمایی ارزیابی شده است و این خبر اهمیت توانایی و کار او را دوچندان می‌کند. کینگ در بخشی از پیام خود چنین آورده است: «بازی‌ها عالی است اما موضوع اصلی سکوت است که باعث می‌شود چشم دوربین کاملاً باز شود، به گونه‌ای که فیلم‌های انگشت‌شماری به چنین دستاوردی رسیده‌اند.»

«یک مکان ساکت» که سومین فیلم جان کرازینسکی (بازیگر آمریکایی شناخته‌شده و شوهر امیلی بلانت؛ که نقش اصلی این فیلم را هم بازی کرده است) در مقام کارگردان است، با بودجه‌ای هفده میلیون دلاری تولید شده است و از همان اولین نمایشش در جشنواره جنوب از جنوب غربی SXSW مورد تحسین گسترده قرار گرفت. این فیلم که امتیاز میانگین قابل توجه ۸۲ از ۱۰۰ را بر اساس ۴۶ نقد در سایت معتبر «متاکریتیک» به دست آورده است، از روز گذشته در سینماهای آمریکای شمالی روی پرده رفته است.

نوشته تجلیل «استیون کینگ» از فیلم «یک مکان ساکت» اولین بار در نقد فارسی. پدیدار شد.

Powered by WPeMatico

سینما می‌تواند یکی از ابزارهای نفوذ فرهنگی ما در جهان باشد

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: در گذشته در حوزه شعر توانسته‌ایم به جهان نفوذ کنیم و امروز سینما می تواند ابزار نفوذ فرهنگی ایران به جهان باشد، بنابراین جشنواره جهانی فیلم فجر می‌تواند به ایران، فرهنگ، هنر و سینمای ما کمک کند.

به گزارش روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی به نقل از مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سید عباس صالحی روز گذشته در نشستی با دست اندرکاران سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر که در موسسه رسانه های تصویری برگزار شد اظهار داشت: با وجود جدایی نه چندان دور جشنواره جهانی فیلم فجر در مقایسه با سایر جشنواره ها کاری که در جشنواره رخ می دهد بسیار ستودنی است. این جشنواره در سطح اقداماتی که در بخش بین المللی انجام می دهد تمایزهایی با سایر جشنواره های بین المللی دارد.

وی ادامه داد: یکی از وجوه تمایز این جشنواره تمهیدات برگزاری آن در طول سال است و در طول یک یا چند ماه انجام نمی شود.

وی افزود: جشنواره جهانی فیلم فجر در این مدت کوتاه توانسته در تعداد میهمان و کشورهای موثر اقدامات خوبی انجام دهد و این خود یک موضوع مهم و موثر است، متاسفانه در فضای بین المللی کشور ما کار مشترک به این معنا که یک کار مشترک بین دو کشور یا حتی چند کشور رخ دهد، انجام نمی شود.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ابراز داشت: وقتی یک فرد یا گروهی کار خود را عرضه کند ولی اتفاقی بین طرفین رخ ندهد در اصل این کار را نمی توان با عنوان یک کار بین المللی نام گذاری کرد، اما درجشنواره جهانی فیلم فجر دانشجویان مشترک، داوران مشترک و کار مشترک در حال فعالیت هستند و این همان عنصر بین المللی بودن است.

صالحی بیان کرد: رسیدن به نتایج مشترک در کارهای بین المللی امری مهم است و در واقع پایان یک جشنواره بین المللی باید سرآغاز کارهای بین المللی دیگر باشد.

وی با اشاره به اینکه جشنواره جهانی فیلم فجر با یک نقشه جامع در حال رسیدن به این معیار است، خاطرنشان کرد: این موضوع می تواند به ما یک مدل بدهد، به همین منظور هم در سطح کشور و هم در سطح وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می توان از تجارب بهتر استفاده کرد، ما اگر نخواهیم در قفس خود زندگی کنیم باید یاد بگیریم چگونه کار بین المللی کنیم و در این یاد گرفتن و یاد دادن زیست جهانی خود را باید پیدا کنیم.

صالحی ادامه داد. اینکه چگونه می توانیم دیپلماسی خود را با یک نقشه راه در این جشنواره مطرح کنیم امری مهم است.

وی تصریح کرد: ما نیاز به گفت وگوهای بیشتری با کسانی داریم که در جشنواره جهانی فیلم فجر تاثیرگذار هستند، در وضعیتی که در حوزه بازار محصولات فرهنگی خودمان داریم، این جشنواره می تواند میزان قابل توجهی را در بازار ما به حرکت در آورد.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی توضیح داد: از طریق جشنواره جهانی فیلم فجر می توانیم به فضای تولید ملی خود کمک کنیم، اینکه ما چگونه می توانیم از طریق فضای جشنواره جهانی فیلم فجر موضوعات و فضای داخلی کشور را تبادل کنیم تا در این فضا جشنواره ما هم جای خود را پیدا کند، حائز اهمیت است.

صالحی گفت: گاهی اوقات دچار خلاء موضوعات و غلبه برخی ژانرها بر سایر ژانرها می شویم و جشنواره جهانی فرصتی است که این پدیده را دچار بازدارندگی کند، اینکه چگونه جشنواره جهانی فیلم فجر برای پویا کردن سینمایخود ما کمک می کند نیز موضوعی است که می توان بر آن تامل کرد.

در ادامه این نشست رضا میرکریمی دبیر سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر با بیان اینکه در این دوره سخت گیری های بیشتری را داشته ایم اظهار داشت: در این دوره چندین فیلم برای اولین بار نمایش داده خواهد شد و سایر فیلم ها نیز یا در کشور خود تولید کننده نمایش داده نشده است یا برخی فیلم ها تنها در کشور تولید کننده به نمایش درآمده است.

دبیر سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر تاکید کرد: از آنجایی که ما سخت گیری برای حضور فیلم سازان در این جشنواره داریم خیلی فیلم سازان از حضور فیلم خود در سایر جشنواره ها منصرف شدند تا فیلم آن ها برای اولین بار در جشنواره ما رونمایی شود.

میرکریمی یادآور شد: خوشبختانه امروز اعتبار خوبی در جشنواره های جهانی پیدا کردیم . در نقطه خوبی از دنیا قرار داریم که می توانیم از آن به عنوان بعد اقتصادی استفاده کنیم .

دبیر سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر ابراز داشت: تمام کشورهای جهان می توانند قراردادهای بین المللی و جلسات خود را در یک سفر کوتاه و کم هزینه در این جشنواره انجام دهند و همین امر می تواند کمک کند تا ما در آینده به عنوان یک واسطه در قراردادهای جهانی فیلم ها باشیم.

میرکریمی خاطرنشان کرد: برای اولین بار تلاش کردیم براساس انضباط مالی حرکت کنیم، در اصل سعی کردیم که هر بخش را پیش از جشنواره هزینه بندی کنیم و در همین میان صرفه جویی را در نظر بگیریم و این امر به ما کمک می کرد.

دبیر سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر با بیان اینکه این جشنواره می تواند نشاط اجتماعی ایجاد کند، تصریح کرد: در این جشنواره با دعوت میهمانان خارجی بسیار نخبه توانستیم بسیاری از جوانان را به سوی فیلم دعوت کنیم و خیلی از جوانان برای ثبت نام کلاس های نخبگان جهان افدام کنند.

میرکریمی عنوان کرد: باید در تک تک شهرستان ها جشنواره داشته باشیم و از این رو می توانیم با ایجاد جشنواره های مختلف نشاط اجتماعی را در کشور فراهم کنیم.

Powered by WPeMatico

سهم تولیدات بنیاد سینمایی فارابی ۳۲ جایزه از جشنواره‌های ملی در سال ۹۶

آثار مورد حمایت و مشارکت بنیاد سینمایی فارابی موفق به کسب ۳۲ جایزه از جشنواره های داخلی در سال ۹۶ شدند.

به گزارش روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی؛ ۲۰ فیلم سینمایی که با حمایت و مشارکت بنیاد سینمایی فارابی تولید شده‌اند، موفق شدند ۳۲ جایزه را از جشنواره‌های ملی برگزار شده در سال ۹۶ به خود اختصاص دهند.

این فیلم‌ها در جشنواره‌های معتبر داخلی از جمله سی و ششمین جشنواره فیلم فجر، سی‌امین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان اصفهان، چهل و هفتمین جشنواره بین‌المللی فیلم رشد، نوزدهمین جشن سینمای ایران (خانه سینما)، ششمین جشنواره فیلم شهر، و… به نمایش درآمدند و در بخش‌های مختلف موفق به کسب جایزه شدند.

فیلم‌های «اسکی باز» به کارگردانی فریدون نجفی و تهیه کنندگی محمد احمدی، «ماهورا» به کارگردانی حمید زرگرنژاد و تهیه کنندگی علیرضا جلالی و حمید آخوندی و «سرو زیر آب» به کارگردانی محمدعلی باشه آهنگر و تهیه کنندگی سیدحامد حسینی هر کدام با کسب ۴ جایزه، موفق‌ترین آثار مورد حمایت بنیاد سینمایی فارابی در جشنواره‌های داخلی سال گذشته بودند.

فیلم‌های «برادرم خسرو» به کارگردانی احسان بیگلری، «دزد و پری ۲» به کارگردانی حسین قناعت، «لانتوری» به کارگردانی رضا درمیشیان، «لاک قرمز» به کارگردانی سیدجمال سیدحاتمی، «ویلایی‌ها» به کارگردانی منیر قیدی، «چهل کچل» به کارگردانی صادق صادق دقیقی «شعله‌ور» به کارگردانی حمید نعمت اله، و «شکلاتی» به کارگردانی سهیل موفق هر کدام با کسب ۲ جایزه در رتبه بعدی قرار دارند.

فیلم‌های «ابد و یک روز» به کارگردانی سعید روستایی، «ماجرای نیمروز» به کارکارگردانی محمدحسین مهدویان، «فیلشاه» به کارگردانی هادی محمدیان و «قهرمانان کوچک» به کارگردانی حسین قناعت نیز هر کدام یک جایزه از رویدادهای داخلی کسب کردند.

سیمرغ بلورین بهترین فیلم‌برداری، سیمرغ بلورین بهترین طراحی صحنه، بهترین فیلم با نگاه ملی جشنواره فیلم فجر، جوایز تجلی اراده ملی و جایزه ویژه هیأت داوران، پروانه زرین بهترین فیلم بلند سینمایی، پروانه زرین بهترین دستاورد فنی و هنری جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان و جوایز بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر زن، بهترین فیلم، جایزه ویژه هیات داوران، بهترین بازیگر مرد جشنواره فیلم شهر و تندیس سیمین، لوح افتخار و جایزه نقدی جشنواره بین‌المللی فیلم رشد بخشی از جوایز کسب شده تولیدات بنیاد سینمایی فارابی در سال ۹۶ است.

Powered by WPeMatico

اهداف و برنامه های سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر تشریح شد

نشست خبری سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر با توضیحاتی درباره بخش های مختلف جشنواره، اهداف و برنامه های و معرفی فیلم های ایرانی بخش های مختلف و داوران جشنواره برگزار شد.

به گزارش ستاد خبری سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر، ظهر چهارشنبه ۲۲ فروردین ماه نشست خبری رضا میرکریمی دبیر سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر و مدیران بخش های جشنواره با حضور نمایندگان رسانه های مختلف در پردیس چارسو برگزار شد.

در ابتدای نشست سیدرضا میرکریمی دبیر جشنواره ضمن خوشامدگویی به خبرنگاران و اصحاب رسانه بیان کرد: به همکارانم بابت کار مستمری که انجام دادند خسته نباشید گفته و پیشاپیش عید مبعث را تبریک می گویم.

وی افزود: جشنواره فیلم فجر یکی از قدیمی ترین جشنواره های قاره کهن است که در حال حضار به سی و ششمین دوره خود رسیده و امسال چهارمین دوره استقلال جشنواره جهانی از بخش ملی را داریم.

میرکریمی با تاکید بر اینکه برای این جداسازی کار کارشناسانه زیادی انجام شد و سعی بر این بود از اتلاف هزینه جلوگیری شود، توضیح داد: جشنواره در این دوره سعی کرد پراکندگی خوبی را شاهد باشد و من مسئولیت این کار را به اتکای یک تیم خوب و با تجربه که در زمینه بین الملل کار کرده اند انجام می دهم. ضمن اینکه هدفگذاری ما برگزاری رویدادی هم تراز شهره و آوازه سینمای ایران بود.

دبیر سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر بیان کرد: ما در جشنواره جهانی فیلم فجر به دنبال این هستیم که به کشورها و فیلمسازانی که آرمان های مشترکی با ما دارند توجه کنیم. همچنین سینمایی که در آن اخلاقیات، ارزش ها و کرامات انسانی مورد توجه است در این جشنواره مدنظر قرار می گیرد.

وی با تاکید بر اینکه به دنبال دوست یابی برای سینمای ایران هستیم، بیان کرد: با وجود اینکه به مرز جغرافیایی خاصی قائل نیستیم و دوست داریم از همه جای جهان آثاری داشته باشیم، ولی با کشورهایی که هم آیین ما باشند تعامل بیشتری داریم.

دبیر جشنواره جهانی فیلم فجر تاکید کرد: سینمای ایران ظرفیت های زیادی دارد ولی کمتر از آن استفاده شده است و ما باید در این حوزه بیشتر سرمایه گذاری کنیم و اصولا هرگونه سرمایه گذاری در این بخش خوب است.

میرکریمی ضمن برشمردن اهداف جشنواره بیان کرد: طبیعتا جشنواره جهانی فیلم فجر هم مثل بقیه جشنواره های جهان دارای اهداف ملی است و تمرکز ما روی این قضیه است. طی یک سال گذشته درباره رویکرد جشنواره صحبت های زیادی کرده ام که تبادلات سینمایی ایران با منطقه و جهان از جمله اهداف اصلی ما محسوب می شود.

وی افزود: برخورداری از جایگاه برتر فرهنگی در منطقه خاورمیانه در کوتاه مدت و آسیانه میانه در میان مدت، معرفی آثار سینمای جهان با مضامین اخلاق گرا که با مبانی اخلاقی فرهنگ ما همسو باشد، افزایش سطح آگاهی عمومی جهان درباره سینمای ایران، پرداختن میان رشته ای پژوهشگران در رشته های علوم انسانی با تکیه بر پژوهش های علمی و حرکت در مسیر دیپلماسی عمومی کشور و ارایه تصویری شفاف از ایران از جمله دیگر اهداف جشنواره جهانی فیلم فجر است.

میرکریمی با اشاره به اینکه آنچه یک جشنواره را دارای شناسنامه و اعتبار می کند این است که اهداف و رویکردهایش مشخص باشد، توضیح داد: تیم مدیریت یک جشنواره باید توجیه باشد که به چه سمتی حرکت کند و جشنواره با تغییرات فصلی مدیران، رویکرد متغیری نداشته باشد.

وی افزود: در سه سال گذشته خیلی اصرار داشتیم که تغییراتمان در جشنواره اندک باشد و هر سال درصدد ضعف ها هستیم و به همین دلیل کمترین تغییرات را در مدیریت و ساختار شاهد هستیم.

دبیر جشنواره جهانی فیلم فجر با اشاره به رضایتمندی مهمانان داخلی و خارجی گفت: هزینه تبلیغات ما برای شناساندن یک جای حرفه‌ای برای قرارهای حرفه‌ای سینماگران جهان خیلی پایین آمده است زیرا سینماگران خارجی خودشان در سال‌های اخیر هزینه حضور در جشنواره را پرداخته اند. این افتخاری است که با تلاش و دلسوزی همه کسانی که جشنواره جهانی فیلم فجر برایشان مهم بوده، محقق شده است.

دبیر جشنواره جهانی فیلم فجر تاکید کرد: امسال مهمانان مهمی در جشنواره حضور خواهند داشت. انتخاب و پخش فیلم از بیش از ۵۰ کشور جهان کار ساده‌ای نیست و کسانی که جشنواره برگزار کرده‌اند می‌دانند که چه کار سنگینی است.

میرکریمی با اشاره به اهمیت داشتن دبیرخانه دائمی در طول سال عنوان کرد: ما سعی کردیم در طول سال فعالیت خود را دنبال کنیم و دائمی بودن دبیرخانه کمک زیادی به رسیدن به نظم جشنواره داشته است.

وی در مورد رویکرد جشنواره در قاره آسیا و جهان اظهار کرد: آنچه که مهم است و جشنواره را دارای شناسنامه می‌کند این است که اهدافش برای مدیرانش مشخص باشد و بر اساس تغییرات فصلی سیاستمداران، آیین‌نامه خود را تغییر ندهد؛ این موضوعی است که در این سه سال بر آن تاکید داشتیم.

دبیر سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر بیان کرد: کمترین تغییر مدیریتی در سه سال اتفاق افتاده و این آورده جشنواره است که با جمعی متخصص روبه‌رو هستیم و همین امر کار ما را برای برگزاری جشنواره‌ای حرفه‌ای آسان کرده است.

دبیر سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر با اشاره به بازدید نمایندگان فیاپ از جشنواره در سال گذشته گفت: ما سال گذشته از فیاپ درخواست کردیم همه بخش‌های جشنواره را مورد ارزیابی قرار دهد. آنها در مجمع‌شان که در افتتاحیه جشنواره فیلم کن برگزار شد و نماینده ما هم در آن حضور داشت، اعلام کردند جشنواره جهانی فیلم فجر «گریدA » جشنواره های جهان را دریافت کند و می‌تواند جزو ۱۵ جشنواره برتر جهان باشد و این یعنی بسیاری از موانع که می‌توانست پیش پای برگزاری جشنواره واقعی جهانی در ایران باشد، برطرف شده است.

وی درباره مکان برگزاری جشنواره توضیح داد: پردیس چارسو به عنوان کاخ جشنواره از سال اول انتخاب شد اما چنین جشنواره‌ای نیاز به یک مکان دایمی و بزرگ دارد. حجم زیاد استقبال از باشگاه جشنواره و به ویژه حضور قشر دانشگاهی و دانشجویان به قدری زیاد شده است که باید فکری جدی برای احداث یک کاخ بزرگ برای جشنواره‌های بزرگ اینچنینی کنیم که در این ارتباط با شهرداری مذاکراتی انجام داده‌ایم.

میرکریمی از مسئولان پردیس چارسو برای همکاری با جشنواره تشکر کرد و گفت: امسال یک سالن نمایش در چارسو به ظرفیت نمایش‌ها اضافه شده است.

میرکریمی با تشکر از سینماگران مطرحی که با جشنواره همکاری کردند با اشاره به اینکه عامل موفقیت جشنواره کار تیمی بوده است، عنوان کرد: بسیاری از همکارانی که در این جشنواره کنار من هستند هر کدام در اندازه دبیری جشنواره هستند و به من افتخار دادند که در این جشنواره مسئولیت قبول کردند.

دبیر سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر به تجهیز بخش کتابخانه ویدیویی جشنواره اشاره کرد و گفت: سال گذشته این بخش با استقبال زیادی مواجه شد و این به ما کمک کرد در کنار نمایش های سالنی، نمایش های تک نفره ای را برای مهمانان خارجی و مشتریان فیلم هایمان داشته باشیم.

وی افزود: امسال کتابخانه ویدیویی را تکمیل کرده ایم و در این بخش ما به فیلم‌های کوتاه، مستند و انیمیشن توجه ویژه داریم.

دبیر جشنواره جهانی فیلم فجر همچنین خبر داد که به درخواست مهمانان جشنواره، نمایش فیلم ها در بازار، ۲ بار خواهد بود.

میرکریمی با تاکید بر اهمیت کار رسانه‌ها در جشنواره به حضور پرتعداد رسانه‌های خارجی در این دوره از جشنواره اشاره کرد.

این نویسنده و کارگردان سینمای ایران با تاکید عنوان کرد: با توجه به اینکه به جشنواره‌هایی که فرش قرمزی هستند علاقه‌ای نداریم و آنها را برای سینمای خودمان کاربردی نمی‌دانیم بیشتر وجوه علمی جشنواره را بررسی کردیم. سال گذشته فیاپ بر این باور بود که تعداد ورک‌شاپ‌ها و سمینارهای جشنواره ما ستودنی بوده و امسال هم از استادان درجه یکی برای این بخش دعوت کرده ایم.

دبیر جشنواره جهانی فیلم فجر به حضور نیروهای داوطلب از بین دانشجویان رشته‌های مختلف و کمک در بخش تشریفات اشاره کرد و گفت: من به تک تک این افراد افتخار می‌کنم و سطح رضایت از کار آنها بسیار بالاست. آنها مهمانان خارجی را از فرودگاه تا همه برنامه‌های جشنواره همراهی می‌کنند و اینها نشان از مشارکت بالای مردمی است و نشان می‌دهد که مردم جشنواره را از آن خودشان می‌دانند.

وی در بخش دیگر نشست اعلام کرد: امسال برای ثبت نام اعلام کردیم کسی که می‌خواهد فیلمش را برای جشنواره ما بفرستد باید رقمی را بپردازد. این الگوی جشنواره‌های بزرگ دنیا است و با همین الگو بیش از ۱۶۰۰ فیلم شرکت کردند و برای حضور فیلمشان در جشنواره ۲۰ دلار پرداخت کردند. این نکته نشان می‌دهد که متقاضیان واقعا علاقه‌مند به شرکت در جشنواره هستند و حاضرند هزینه آن را پرداخت کنند. همچنین این امر باعث شده ما در تقویم جشنواره های معتبر سینمای دنیا قرار بگیریم.

وی افزود: در بازار ۱۷۰ مهمان داریم که امسال اولویت با خریداران است و ۴۷ خریدار به بازار می‌آیند. سال گذشته استقبال زیادی از این بخش شد و این نشان‌دهنده این است که آنها منافعی در اینجا دارند که حتی حاضر می‌شوند بلیت هواپیمای خود را خودشان خریداری کنند، به اینجا بیایند و غرفه‌ای داشته باشند و این علامت خوبی برای ما است که بازار را جدی تر بگیریم.

میرکریمی خبر داد: امسال ۳۰۰ مهمان از ۷۸ کشور به ایران می‌آیند که ۵۵ نفر از این جمعیت مرتبط با بخش دارالفنون است. امسال از همه استان‌های کشور و از حدود ۳۰ کشور خارجی مهمان داریم که ورک‌شاپ‌های خوبی برای آنها در نظر گرفته‌ایم.

میرکریمی به ۱۲۰ فیلم خارجی پذیرفته شده از ۵۴ کشور اشاره کرد و گفت: فیلم‌هایی که انتخاب شدند فیلم‌هایی هستند که ارزش‌های سینمایی در آنها شاخص است و این معیار اول ما در انتخاب فیلم‌ها بود. تنوع ژانر و موضوع هم مدنظر ما قرار گرفت زیرا سینمای ما هم نیاز به مواجهه با سوژه‌ها و ژانرهای جدید دارد. در این میان سلیقه و نیاز مخاطب هم لحاظ شده است.

به گفته وی، در کنار فاکتورهای اشاره شده انتخاب بهترین فیلم‌های روز جهان هم مدنظر قرار گرفته است.

میرکریمی تاکید کرد: حق پخش این فیلم‌ها برای نمایش در جشنواره جهانی فیلم فجر پرداخت شده است و شاید دیگر نتوانید آنها را در اکران در ایران ببینید.

دبیر جشنواره جهانی فیلم فجر بخش های مختلف این رویداد سینمایی را اینگونه معرفی کرد: سینمای سعادت، جلوه گاه شرق، جشنواره جشنواره ها، زنگ هفتم، زیتون های زخمی، مرور سینمای گرجستان، سینمای ایتالیا، فیلم های کوتاه آلمان، بازسازی فیلم های کلاسیک و ….از بخش های جشنواره امسال هستند.

وی اضافه کرد: مرمت فیلم های کلاسیک سینمای جهان و ایران کاری است که از سال گذشته آغاز شده و با استقبال زیادی هم مواجه شده و امسال نیز این بخش را داریم.

دبیر جشنواره جهانی فیلم فجر درباره بخش «مستند زیر ذره بین» عنوان کرد: بهترین فیلم‌های مستند را می‌توانید در این بخش جست‌وجو کنید و توصیه می‌کنم فیلم‌های این بخش را ببینید و به ویژه اینکه فیلم های ایرانی خوبی در این بخش داریم.

وی افزود: نمایش‌های ویژه ما امسال به بهترین فیلم‌های کشورها که به اسکار معرفی شدند، تعلق دارد. البته نفس اسکار برایمان مهم نبود بلکه این مهم بود که بهترین‌ها را داشته باشیم و فرصت خوبی برای فیلم‌بین‌ها است. سال گذشته بخش «سینمای وحشت» را داشتیم که با استقبال خوبی هم رو به رو شد و امسال کاری کردیم که ژانرها و گونه‌های مختلف در یک بخش جا بگیرند و نام آن را «فانوس خیال» گذاشتیم.

میرکریمی با اشاره به اینکه سال گذشته اتفاقی شوم رخ داد و مساله تغییر پایتخت فلسطین مطرح شد، بیان کرد: این شیطنت صهیونیست‌ها با واکنش جدی جهانیان مواجه شد و ما هم امسال در جشنواره جهانی فیلم فجر نسبت به این موضوع واکنش داریم و در بخش «زیتون‌های زخمی» فیلم‌های مهمی درباره مسایل فلسطین و منطقه خواهیم داشت.

وی افزود: خوشحالم که فیلم‌های زیبا و خوبی از فلسطین و سوریه داریم و همچنین دو فیلم درباره یمن و میانمار داریم که این دو فیلم در این بخش رونمایی می‌شوند.

دبیر سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر درباره توجه به سینمای ایتالیا در این دوره از جشنواره اظهار کرد: امسال مروری بر سینمای ایتالیا داریم زیرا این سینما تاثیر زیادی بر سینمای جهان و ایران داشته و ما می‌خواستیم از حال و روز امروز سینمای ایتالیا خبر داشته باشیم از همین ‌رو مهمانان و فیلم‌های برجسته‌ای داریم.

وی افزود: سینمای گرجستان هم امسال در جشنواره جهانی مرور می‌شود، چراکه فیلمسازان بزرگی دارد. به یاد دارم سال گذشته سینمای بالتیک و کره را بررسی کردیم و سپس کشورهای اروپایی به آن توجه کردند. یک اتفاق بد این است که ما آسیایی‌ها خودمان را در اروپا می‌شناسیم یعنی ابتدا باید آن کارگردان در اروپا جایزه بگیرد بعد ما آن را بشناسیم و اصولا جشنواره‌های آسیایی کمتر دست به کشف می‌زنند، به همین دلیل ما سال گذشته روی سینمایی فوکوس کردیم که کمتر به آن توجه می‌شد.

دبیر جشنواره جهانی فیلم فجر درباره بخش «زنگ هفتم» گفت: با هماهنگی شهرداری تهران و وزارت آموزش و پرورش در بخش «زنگ هفتم» ۲۵ هزار دانش‌آموز فیلم‌هایی را در جشنواره می‌بینند و همچنین هدیه‌ای حاوی پاکتی با ۴ بلیت که بتوانند با خانواده سفر فرهنگی بروند، برای تعدادی از دانش‌آموزان در نظر گرفته شده است.

وی اظهار کرد: ما امسال درباره محیط زیست بی‌تفاوت نبودیم و فیلم‌هایی درباره آلودگی آب و هوا داریم. به دنیای ورزش هم بی‌تفاوت نبودیم و فیلم مهمی با موضوع فوتبال داریم که بی‌ارتباط با جام جهانی فوتبال نیست.

میرکریمی خبر داد: امسال سمینارها و مسترکلاس هایی در دانشگاه‌های تهران، شهید بهشتی، علامه طباطبایی، سوره و دانشگاه‌هایی که سال قبل میزبان جشنواره بودند، خواهیم داشت.

وی در این بخش از نشست به معرفی برخی فیلم های خارجی و ایرانی بخش هایی از جشنواره پرداخت.

میرکریمی در بخش دیگری از نشست ضمن معرفی داوران و مهمانان جشنواره از برگزاری یک کنسرت ویژه مهمانان جشنواره در تاریخ ۵ اردیبهشت در تالار وحدت با حضور نیکولا پیووانی آهنگساز مطرح ایتالیایی خبر داد که این کنسرت با هماهنگی سفارت ایتالیا برگزار می‌شود.

دبیر جشنواره جهانی فیلم فجر اعلام کرد: مهمان ویژه دیگری در جشنواره امسال داریم که اولیور استون فیلمساز برجسته آمریکایی است. او ابراز تمایل کرد که در جشنواره برنامه‌ای داشته باشد و ما برنامه مفصلی برای او چیده ایم.

در ادامه آثار ایرانی پذیرفته شده برای بخش «مستند زیر ذره‌بین» جشنواره شامل «ارثیه پدری» به کارگردانی مهدی نقویان، «در جستجوی فریده» به کارگردانی کوروش عطایی و آزاده موسوی، «در جستجوی خانه خورشید» به کارگردانی مهدی باقری، «بانو قدس ایران» به کارگردانی مصطفی رزاق کریمی و «راه دل» به کارگردانی مهدی زمانپور کیاسری از سوی میرکریمی اعلام شد.

وی همچنین خبر داد: امسال در بخش «سینمای سعادت» (مسابقه بین‌الملل) سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر سه فیلم بلند سینمایی و سه فیلم کوتاه ایرانی با فیلم‌های خارجی به رقابت می‌پردازند. فیلم‌های بلند ایرانی پذیرفته شده در این بخش جشنواره نیز عبارتند از «تنگه ابوقریب» به کارگردانی بهرام توکلی، «چهل و هفت» به کارگردانی احمد اطراقچی و علیرضا عطاءالله تبریزی، «هت تریک» به کارگردانی رامتین لوافی.

وی افزود: همچنین فیلم‌های کوتاه ایرانی حاضر در این بخش شامل «آقای گوزن» به کارگردانی مجتبی موسوی، «ترخیص» به کارگردانی آزاده موسوی و «چتر خاکستری» به کارگردانی محمد پوستین دوز است.

بنا بر اعلام میرکریمی در بخش «فانوس خیال» سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر فیلم‌های ایرانی «سرو زیر آب» ساخته محمدعلی باشه آهنگر، «مارموز» ساخته کمال تبریزی و «گرگ بازی» ساخته عباس نظام دوست پذیرفته شده‌اند.

وی اسامی داوران سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر را به این شرح اعلام کرد: داوران بخش بین الملل: یوآنا کوز-کراوزه (فیلمساز) از لهستان، میلچو مانچفسکی (فیلمساز) از مقدونیه، دیمیتریس آتانیتیس (فیلمساز) از یونان، آدور گوپالاکریشنان (فیلمساز) از هند، جیووانی اسپانیولتی (منتقد و مدرس) از ایتالیا، محمود کلاری (فیلمبردار) از ایران و مریلا زارعی (بازیگر) از ایران. داوران بخش جلوه گاه شرق: عمار جمال (فیلمبردار) از عراق، فرهاد اصلانی (بازیگر) از ایران، سالومه دموریا (بازیگر) از گرجستان، احمد بویاجی اوغلو (منتقد و تهیه کننده) از ترکیه و سوهان پانشا (تهیه کننده) از مالزی. داوران نتپک: آندریاس اونگربوک (منتقد) از اتریش، رامان چاولا (برنامه ریز جشنواره) از هند، حبیب احمدزاده (نویسنده) از ایران. داوران بین الادیان: والری دِمارناک (منتقد) از فرانسه، توماس کرول (مدرس) از آلمان و حجت الاسلام و المسلمین محمدرضا زائری (مدرس) از ایران.

کیوان کثیریان مدیر رسانه سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر در این بخش نشست به آغاز پیش فروش بلیت‌های جشنواره از ساعت ۱۲ ظهر امروز (چهارشنبه ۲۲ فروردین) در سایت سینماتیکت و سایت جشنواره خبر داد.

وی بیان کرد: برای مهمانان و اصحاب رسانه سهمیه‌ای جداگانه در نظر گرفته شده که یک روز زودتر درگاه جشنواره باز می‌شود تا علاقه‌مندان بتوانند بلیت خود را رایگان تهیه کنند.

رضا میرکریمی دبیر جشنواره جهانی فیلم فجر از حمایت ویژه سازمان سینمایی و شخص وزیر ارشاد تشکر کرد و گفت: خوشحالم که غیر از حوزه وزارت ارشاد، حوزه‌های دیگر هم با جشنواره همکاری و همدلی زیادی داشتند.

وی در پایان صحبت‌هایش گفت: جشنواره امسال همزمان با اعیاد شعبانیه است و این موضوع به ما کمک کرده تا نشاط اجتماعی ایجاد کرده و جامعه را نیز با این نشاط همراه کنیم.

در ادامه نشست پرسش و پاسخ خبرنگاران با دبیر جشنواره برگزار شد.

آدرس سایت رسمی جشنواره Fajriff.com و پست الکترونیکی جشنواره Info@Fajriff.com است.

سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر ۱۹ تا ۲۷ آوریل ۲۰۱۸ (۳۰ فروردین تا ۷ اردیبهشت ۱۳۹۷) به دبیری سیدرضا میرکریمی در تهران برگزار می‌شود.

Powered by WPeMatico